پشت پرده حرمسرای ناصری؛ روایت دختر ناصرالدینشاه از 800 زنی که در دربار برو و بیا داشتند ولی ببری خان همدم شاه شد!
سوفیانیوز: خاطرات برجایمانده از تاجالسلطنه، دختر ناصرالدینشاه قاجار، تصویری متفاوت از ساختار پیچیده و مناسبات درونی حرمسرای سلطنتی ارائه میدهد. این روایتها، علاوه بر تشریح تشکیلات گسترده اندرونی، از تنهایی عمیق ناصرالدینشاه، نفوذ شگفتانگیز گربه محبوب او، «ببریخان»، و نقش «امینهاقدس» در دربار پرده برمیدارد.
به گزارش سرویس تاریخ پایگاه خبری سوفیانیوز، به روایت تاجالسلطنه، عمارتهای پیرامون حرمسرا میان زنان منسوب به ناصرالدینشاه تقسیم شده بود و برخی از آنان، علاوه بر محل سکونت در اندرونی، خانههایی نیز در حیاطهای داخل و خارج ارگ سلطنتی در اختیار داشتند. ناصرالدینشاه حدود 80 همسر و کنیز داشت و هر یک از آنان بین 10 تا 20 خدمتکار و مستخدم در اختیار داشتند.
به گفته او، شمار زنان ساکن در حرمسرا به حدود 500 تا 600 نفر میرسید. با احتساب رفتوآمد بستگان، مهمانان و وابستگان خدمتکاران، جمعیت زنان حاضر در مجموعه گاه به حدود 800 تا 900 نفر میرسید. تمامی این افراد از حقوق، محل سکونت، لوازم زندگی و خدمتکاران اختصاصی برخوردار بودند و تنها زنان تازهوارد که از روستاها به دربار آورده میشدند، مدتی را برای آشنایی با آداب و رسوم در کنار زنان باسابقه سپری میکردند.
کنیزان ترکمن و مدیریت «اوغولبگهخانم»
تاجالسلطنه در بخش دیگری از خاطرات خود مینویسد تنها هفت یا هشت نفر از زنان ناصرالدینشاه صاحب فرزند بودند و سایر زنان فرزندی نداشتند. کنیزان سلطنتی که عمدتاً از میان اسیران و آوارگان جنگهای ترکمن و کردستان انتخاب شده بودند، در بخشی مجزا از حرمسرا زندگی میکردند.
سرپرستی این بخش بر عهده زنی کاردان و مدبر به نام «اوغولبگهخانم» بود؛ زنی که علاوه بر اداره امور کنیزان، مسئولیت پرداخت حقوق، مدیریت بودجه و ساماندهی هزینههای آنان را نیز بر عهده داشت.
ماجرای عجیب «ببریخان» و صعود «امینهاقدس»
یکی از جالبترین بخشهای این خاطرات به چگونگی نفوذ «امیناقدس» در دربار اختصاص دارد. به روایت تاجالسلطنه، امیناقدس که دایه و پرستار «ببریخان»، گربه محبوب ناصرالدینشاه، بود، پس از درگذشت جیرانخانم و با استفاده از رابطه نزدیک برادرزادهاش، «ملیجک»، با این گربه، به تدریج نفوذ فراوانی در دربار پیدا کرد و به جایگاههای مهمی دست یافت.
تنهایی شاه و همدمی با یک گربه
تاجالسلطنه در تحلیل خود از شخصیت پدرش مینویسد که ناصرالدینشاه، با وجود ظاهر مقتدر و زندگی پرزرقوبرق، در واقع انسانی تنها و محروم از محبت واقعی بود.
او معتقد است حضور صدها زن در حرمسرا و شکلگیری فضایی آکنده از رقابت، حسادت و چشموهمچشمی، مانع از آن میشد که شاه بتواند رابطهای عاطفی و صمیمانه با همسران یا فرزندانش برقرار کند. به باور تاجالسلطنه، غرق شدن در تجملات و لذتهای دنیوی نیز این تنهایی را تشدید کرده بود. از همین رو، ناصرالدینشاه برای جبران خلأ عاطفی خود به «ببریخان» پناه برد؛ گربهای ابلق که با جواهرات آراسته میشد و حتی حقوق و مواجب اختصاصی داشت.
کدام بخش از زندگی ناصرالدینشاه برای شما باورنکردنیتر است؟ نظرتان را با ما در میان بگذارید.