کد خبر: 24500
شنبه 25 بهمن 1404 - 23:30
شنبه 25 بهمن 1404 - 23:30

(ویدئو) این فیلم 30 ثانیه ای کافیه تا عاشق این دانشگاه بشی!

سوفیانیوز: با دیدن این ویدئو میفهمی که فقط باید تلاش کنی، رتبه بیاری، چون این دانشگاه، این محوطه‌ی سبز و پر از حس خوب، ارزش هر شب بیدار موندن و هر درس سختی رو داره.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای پایگاه خبری سوفیانیوز، تصور کن صبح یک روز پاییزی، از ایستگاه مترو ولنجک پیاده می‌شی و با چند دقیقه پیاده‌روی به سمت شمال، کم‌کم صدای همهمه‌ی دانشجوها و بوی چمن تازه به مشامت می‌رسه. وارد دروازه‌ی اصلی دانشگاه شهید بهشتی که می‌شی، یهو انگار وارد یه دنیای دیگه شدی؛ محوطه‌ی وسیع و سبز با درخت‌های بلند و قدیمی که سایه‌شون روی نیمکت‌ها و مسیرهای سنگ‌فرش افتاده. روبه‌روت ساختمان اداری با اون سردر معروف و ساده اما باوقارش دیده می‌شه و سمت چپ و راست، دانشکده‌های مختلف مثل ادبیات، علوم، مهندسی و حقوق پخش شدن توی این 70 هکتار زمین شیب‌دار که رو به کوه‌های البرز باز می‌شه. هوا خنکه، نسیم میاد و تو فقط می‌تونی به این فکر کنی که «بالاخره رسیدم... اینجا قراره جای من باشه».

حالا کمی جلوتر برو؛ از کنار کتابخانه مرکزی رد می‌شی که همیشه شلوغه و صدای ورق زدن کتاب و تایپ لپ‌تاپ از پنجره‌هاش میاد بیرون. کمی بالاتر، خانه فرهنگ دانشجویی و بوفه‌های معروف رو می‌بینی که همیشه پر از بحث‌های داغ، خنده‌های بلند و قهوه‌های ارزون دانشجوییه. توی مسیرها دانشجوها با عجله کلاس می‌رن، بعضی‌ها با هدفون تو گوش‌شون راه می‌رن، بعضی‌ها هم گروهی دور هم جمع شدن و درباره پروژه یا امتحان حرف می‌زنن. توی محوطه‌ی اصلی، گاهی صدای اذان از مسجد دانشگاه می‌پیچه یا گروه سرود و تئاتر دانشجویی دارن تمرین می‌کنن. همه‌جا حس زندگی و پویایی موج می‌زنه؛ انگار دانشگاه فقط ساختمان و کلاس نیست، یه موجود زنده‌ست که نفس می‌کشه.

بالاتر که می‌ری و به نقاط مرتفع‌تر محوطه می‌رسی، تهران زیر پات پهن می‌شه؛ منظره‌ای که از خیلی جاهای دانشگاه دیده می‌شه و مخصوصاً غروب‌ها نفس‌گیره. اینجا جاییه که خیلی‌ها عاشقش شدن؛ جایی که هم درس خوندن سخته، هم خاطره ساختن شیرینه. خوابگاه‌ها، سالن‌های ورزشی، آزمایشگاه‌های مجهز، انجمن‌های علمی و فرهنگی... همه‌شون منتظرن تا تو بیای و جای خودت رو تو این پازل بزرگ پیدا کنی.