(ویدئو) طنز دانش آموزی: افتاده تو چاه! میفهمی؟ پاش که نخورده به لبه میز معلم!
سوفیانیوز: در این ویدئو پاسخ بامزه یک دختربچه دبستانی را به سوالی که مادرش از او میپرسد خواهید شنید.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، حضرت یوسف، یکی از زیباترین داستانهای قرآن، لحظهای را تجربه کرد که کمتر کسی میتواند بدون لرزیدن به آن فکر کند: افتادن به عمق چاه تاریک و سرد توسط برادران حسودش. در این لحظه پر از ترس و تنهایی، بسیاری از ما تصور میکنیم که او فریادی زده، دعا کرده یا حداقل کلماتی پر از درد و التماس گفته باشد. اما وقتی از یک دختربچه دبستانی پرسیدند «حضرت یوسف وقتی افتاد تو چاه چی گفت؟»، جوابش چنان ساده و خالص بود که همه را به خنده انداخت: «گفت: آخ!»
این «آخ» کوتاه و کودکانه، در نگاه اول شاید خیلی بامزه به نظر برسد؛ انگار نه انگار که موضوع یک داستان الهی و پر از حکمت است. اما همین سادگی، عمق طنز موقعیت را نشان میدهد. بچهها دنیا را بدون پیچیدگیهای بزرگسالانه میبینند؛ برایشان افتادن تو چاه یعنی درد ناگهانی و یک «آخ» طبیعی. همین نگاه بیآلایش، ما را یادآوری میکند که گاهی بزرگترین درسهای زندگی در سادگی کلمات کوچک پنهان است و ما بزرگترها با هزار لایه تفسیر و تحلیل، از اصل ماجرا دور میشویم.
در نهایت، این جواب کوتاه نه تنها خندهدار است، بلکه ناخواسته نکتهای عمیق را هم یادآوری میکند: حضرت یوسف با همان صبری که در تمام زندگیاش نشان داد، احتمالاً بعد از آن «آخ» اولیه، دیگر حرفی نزد و به تقدیر الهی سپرد.