ویدئو| گردنبندی که پیدا نشد و تسبیحی که به یاد ماند؛ روایت تکاندهنده مادر شهید مدرسه شجره طیبه میناب
سوفیانیوز: محمدرضا شهسواری، دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب، با آرزوهایی بزرگ و تسبیحی متبرک، قربانی جنایتی شد که دنیا را تکان داد. مادر او اکنون از آخرین دقایق وداع و یادگاری کوچکی میگوید که قلب هر شنوندهای را به درد میآورد. روایتی واقعی از عشق، آرزو و داغی که هرگز سرد نمیشود؛ از دوچرخهسواری در حیاط تا پرواز از نیمکت مدرسه.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، در ویدئوی منتشر شده، لحظات تکاندهندهای از گفتگو با مادر شهید محمدرضا شهسواری را مشاهده میکنیم که با صدایی لرزان و چشمانی اشکبار، از آخرین خاطرات فرزندش پیش از شهادت در حادثه حمله به مدرسه شجره طیبه میناب سخن میگوید. مادر شهید در حالی که وسایل سوخته و به جا مانده از مدرسه، از جمله دفترچه مشق و کفشهای دانشآموزان را نشان میدهد، از آرزوهای بزرگ پسر کوچکش میگوید که در یک چشم به هم زدن و با جنایت رژیم صهیونیستی و آمریکا، زیر آوار مدرسه جا ماندند. این تصاویر به خوبی عمق فاجعهای را نشان میدهد که در آن، لبخندهای کودکانه جای خود را به داغی ابدی بر دل خانوادههای مینابی داده است.
محمدرضا شهسواری، دانشآموز پرشور مدرسه شجره طیبه، تنها چند روز قبل از این حادثه در حرم مطهر امام رضا (ع) در مشهد بوده، تسبیحی را تهیه و با دستان کوچک خودش آن را متبرک میکند که حالا به عنوان عزیزترین و آخرین یادگاری برای مادرش باقی مانده است. او که عاشق فوتبال بود و آرزو داشت روزی در لباس ورزشی برای کشورش افتخارآفرینی کند، در آخرین صبح زندگیاش با دوچرخه کوچکش در حیاط خانه بازی کرد و با بوسهای از مادرش خداحافظی کرد؛ غافل از اینکه این آخرین دیدار آنها خواهد بود. حالا تسبیح متبرک و خاطره آن خداحافظی گرم، تنها دارایی مادری است که فرزندش را در راه استکبارستیزی و در پی حملات ددمنشانه مدعیان حقوق بشر از دست داده است.