کد خبر: 26789
سه شنبه 15 اردیبهشت 1405 - 03:18
سه شنبه 15 اردیبهشت 1405 - 03:18

روزگار غریبی است نازنین / مشهورترین دکلمه احمد شاملو، کلماتی که از دل شب‌های تنهایی عبور می‌کند و در جان می‌نشیند

سوفیانیوز: دکلمه‌ی بسیار زیبا و تأثیرگذار «در این بن‌بست» از احمد شاملو را بشنوید و از فضای عاطفی، لحن شاعرانه و عمق معنایی آن لذت ببرید. این اجرا با بیان احساسی و گیرای شعر، تجربه‌ای متفاوت و به‌یادماندنی برای علاقه‌مندان به شعر معاصر فارسی فراهم می‌کند.

به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، احمد شاملو (21 آذر 1304 در تهران – 2 مرداد 1379 در فردیس، کرج) متخلص به الف. بامداد و الف. صبح، شاعر، فیلم‌نامه‌نویس، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس و از دبیران کانون نویسندگان بود. او بنیان‌گذار قالب شعری موسوم به شعر سپید بود که تحولی در شعر نو فارسی پس از شعر نیمایی به شمار می‌آمد و از این رو او را پدر شعر سپید فارسی می‌نامند.

در این بن‌بست

دهانت را می‌بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم.
دلت را می‌بویند
روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

و عشق را
کنارِ تیرکِ راهبند
تازیانه می‌زنند.

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما
آتش را
به سوخت‌بارِ سرود و شعر
فروزان می‌دارند.
به اندیشیدن خطر مکن.
روزگارِ غریبی‌ست، نازنین
آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابانند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون‌آلود
روزگارِ غریبی‌ست، نازنین
و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کبابِ قناری
بر آتشِ سوسن و یاس
روزگارِ غریبی‌ست، نازنین
ابلیسِ پیروزْمست
سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است.

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

31 تیرِ 1358

احمد شاملو