عاشقانهای جاودان از احمد شاملو با صدایی لرزان که از او به یادگار امروز مانده؛ شعری که تو را به جهان دگر میبرد / چیزی بگوی پیش از آن که در اشک غرقه شوم
سوفیانیوز: در این فیلم شعرخوانی زیبای احمد شاملو با مضمون انسانِ مدرنِ منزوی، که در جهانی بیمعنا، در سکوتی سنگین، با دردی درونی و انتظاری بیپایان، به مرگ میاندیشد را بشنوید و لذت ببرید.
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر سوفیانیوز، احمد شاملو (21 آذر 1304 در تهران – 2 مرداد 1379 در فردیس، کرج) متخلص به الف. بامداد و الف. صبح، شاعر، فیلمنامهنویس، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگنویس و از دبیران کانون نویسندگان بود. او بنیانگذار قالب شعری موسوم به شعر سپید بود که تحولی در شعر نو فارسی پس از شعر نیمایی به شمار میآمد و از این رو او را پدر شعر سپید فارسی مینامند.
عاشقانه
بیتوته کوتاهیست جهان
در فاصله گناه و دوزخ.
خورشید
همچون دشنامی برمیآید
و روز
شرمساری جبران ناپذیریست.
آه
پیش از آن که در اشک غرقه شوم
چیزی بگوی.
درختان
جهل معصیبتبار نیاکانند
و نسیم
وسوسهئی نابکار.
مهتاب پائیزی
کفریست که جهان را میآلاید.
چیزی بگوی
پیش از آن که در اشک غرقه شوم
چیزی بگوی.
هر دریچهی نغر
به چشمانداز عقوبتی میگشاید.
عشق
رطوبت چندشانگیز پلشتیست
و آسمان
سر پناهی
تا به خاک بنشینی و
بر سرنوشت خویش
گریه ساز کنی.
آه
پیش از آن که در اشک غرقه شوم چیزی بگوی
هر چه باشد.
چشمهها
از تابوت میجوشند
و سوگواران ژولیده آبروی جهانند.
عصمت به آینه مفروش
که فاجران نیازمندترانند.
خامش منشین
خدا را
پیش از آن که در اشک غرقه شوم
از عشق
چیزی بگوی!
23/5/1359