ببینید| روایت تلخ اکبر عبدی از دختری که کشته مُردهیِ او بود و بخاطر این عشقش پدرش او را در حمام زندانی کرد و او هم...
سوفیانیوز: زندهیاد اکبر عبدی، بازیگر محبوب سینما و تلویزیون، در برنامه «دورهمی» با روایتی طنزآمیز و صمیمانه از ماجرای عاشقشدن و خواستگاری پرماجرای خود در سن نوزدهسالگی، خاطره جالب فرار برای ازدواج با دختری 18 ساله را برای مهران مدیری و مخاطبان بازگو کرد.
به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی سوفیانیوز، در یکی از برنامههای محبوب «دورهمی» با اجرای مهران مدیری، زندهیاد اکبر عبدی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، در پاسخ به پرسش مجری درباره تجربهی عاشقشدن خود، خاطرهای بسیار جذاب و خندهدار از دوران جوانی و ماجرای ازدواجاش را روایت کرد. این هنرمند فقید با همان لحن شیرین و صمیمی همیشگیاش توضیح داد که چطور به دختری که عاشق او شده بود گفته است عاشقِ عاشق شدنِ او شده اما صداقت و راستگوییاش را بیش از هر چیزی دوست دارد.
عبدی در ادامه این خاطرهگویی به جزئیات خواستگاری خود در سن حدود 19 سالگی اشاره کرد و گفت که قرار بوده با دختری 18 ساله برای عقد به تهران بیایند، اما پس از 12 ساعت انتظار و نیامدن او، تصور کرده که عشقشان یکطرفه بوده است. او بیان کرد که مشخص شد خانواده، آن بنده خدا را در حمام زندانی کرده بودند و او از شدت ناراحتی شیشه حمام را شکسته و کارش به بیمارستان کشیده بود؛ ماجرایی که در نهایت به ازدواج آنها ختم نشد.
این پیشکسوت سینما و تلویزیون در بخش پایانی صحبتهایش با طنازی خاص خود به روزمرگیها و خستگیهای زندگی اشاره کرد و با شوخی گفت که بالاخره هرکسی زحمت این زندگی را میکشد، اما انسان بالاخره خسته میشود و حتی جایش هم آماده است. این بخش از صحبتهای اکبر عبدی و سربهسر گذاشتنهایش با همسرش، فضای شاد و پرمخاطبی را در استودیوی برنامه رقم زد.
درباره اکبر عبدی بیشتر بدانید
اکبر عبدی آقاباقر (زادهٔ 4 شهریور 1339 در تهران) بازیگر برجسته و سرشناس ایرانی است که به خاطر تنوع بینظیر در نقشآفرینیها و بازی در آثار کمدی به شهرت فراوانی دست یافته و دارندهٔ نشان درجه یک فرهنگ و هنر است. او فعالیت هنری خود را از اواخر دهه 1350 آغاز کرد و با مجموعه تلویزیونی «باز مدرسم دیر شد» (1362) به چهرهای شناختهشده تبدیل شد. عبدی در سال 1363 با فیلم «جنجال بزرگ» وارد سینما شد و با درخشش در فیلمهای ماندگاری چون «اجارهنشینها»، «ای ایران»، «هنرپیشه» و «آدمبرفی» (در نقش یک زن) قابلیتهای منحصربهفرد خود را به رخ کشید. او برای بازی در نقش یک معلول در فیلم «مادر» (1368) و ایفای نقش یک زن در فیلم «خوابم میآد» (1390)، دو بار برندهٔ جایزهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از جشنواره فیلم فجر شده است.
این هنرمند اصالتاً اهل اردبیل، در طول بیش از چهار دهه فعالیت مستمر، علاوه بر حضور درخشان در سینما و تلویزیون، در آثار شبکه نمایش خانگی مانند «شاهگوش» و «جوکر» نیز حضور داشته است. او در دوران حرفهای خود با چالشها و حواشی مختلفی از جمله گلایه از دستمزدها، شایعه مهاجرت به ترکیه پس از خرید خانه در آلانیا (که بعداً تکذیب شد) و اظهارات جنجالی در یک برنامه زنده تلویزیونی مواجه بوده است. اکبر عبدی در طول سالها با کارگردانان بزرگی نظیر علی حاتمی، داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی همکاری کرده و به عنوان یکی از چهرههای ماندگار و نمادهای بازیگری کمدی در سینمای پس از انقلاب ایران شناخته میشود.
کدام یک از سکانسها یا خاطرات اکبر عبدی تو فیلمها یا برنامهها بیشتر تو ذهنتون مونده؟ نظرتون رو بنویسید.