کد خبر: 28730
چهارشنبه 18 شهریور 1405 - 12:08
چهارشنبه 18 شهریور 1405 - 12:08

راز تلخ عکس معروف میکائیل؛ چرا این دانش‌آموز مینابی درست قبل از رفتن به مدرسه از مادرش خواست از او عکس بگیرد؟

سوفیانیوز: تصویری از میکائیل میردورقی، دانش‌آموز شهید مدرسه شجره طیبه میناب، از نخستین تصاویر منتشرشده پس از این حادثه بود؛ پسربچه‌ای با کوله‌پشتی که در پاگرد خانه ایستاده و با ژستی ساده، برای همیشه در قاب دوربین مادرش ماند.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای پایگاه خبری سوفیانیوز، میکائیل میردورقی یکی از دانش‌آموزانی بود که در حمله به مدرسه شجره طیبه میناب جان خود را از دست داد؛ جنایتی که شمار زیادی از دانش‌آموزان و معلمان را قربانی کرد.

در میان تصاویر منتشرشده از قربانیان، عکس میکائیل خیلی زود مورد توجه قرار گرفت؛ پسربچه‌ای با کوله‌ای بر دوش که در پاگرد خانه ایستاده و به دوربین نگاه می‌کند. شاید در نگاه اول، این فقط یک عکس معمولی از یک دانش‌آموز پیش از رفتن به مدرسه باشد، اما روایت خانواده، معنای دیگری به آن داده است.

بر اساس روایت منتشرشده، میکائیل پیش از رفتن به مدرسه از مادرش خواسته بود از او عکس بگیرد؛ عکسی که بعدها از آن با عنوان «عکس خداحافظی» یاد شد.

هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت بگوید او در آن لحظه می‌دانسته آخرین بار است که از خانه خارج می‌شود یا نه؛ اما حالا همان ژست ساده و خداحافظی کودکانه، برای مادرش و کسانی که تصویر او را دیده‌اند، معنایی دردناک پیدا کرده است.

میکائیل دیگر به خانه برنگشت، اما همان تصویری که مادرش پیش از رفتن او ثبت کرد، ماندگار شد؛ تصویری از یک کودک با کوله‌پشتی که قرار بود راهی مدرسه شود، اما به یکی از روایت‌های ماندگار مظلومیت کودکان میناب تبدیل شد.

درباره میکائیل میردورقی

میکائیل میردورقی دانش آموز اندیمشکی ساکن شهر ‎میناب هرمزگان در اثر حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی مظلومانه به شهادت رسید‌.

به گفته مادر میکائیل، پسرش در آن شب آخر، نشانه‌های زیادی برای آمادگی این شهادتش داشت. خودش می‌گوید: «آن شب، سر سفره شام، وقتی چند قاشق غذا خورد یک دفعه گفت: مامان چقدر غذات مزه بهشت می ده!» تعجب کردم. تا آن شب از این حرف ها نمی زد. این هم یک نشانه بود. همان شب آخر، قبل از خواب، ساعت 12 بامداد، با متکاها یک سنگر درست کرد و به برادرش گفت بیا بازی جنگی کنیم. من ایران هستم و تو آمریکا. بعد از کلی تفنگ بازی کردن گفت دیدی ایران برنده شد! باور کنید من به حرف‌های پسرم یقین دارم و می‌دانم که ایران پیروز این جنگ نابرابر می‌شود. یادم هست در جنگ 12 روزه پسرم مدام می‌گفت جانم فدای ایران. آخر هم جانش را فدای ایران کرد.»
اگر جای مادر میکائیل بودید، بعد از دیدن دوباره این عکس چه حسی پیدا می‌کردید؟ آیا شما هم این تصویر را یکی از تلخ‌ترین قاب‌های این جنایت می‌دانید؟