استرسی که سر این سکانس کشیدیم زمان کنکور نکشیده بودیم! خشم طوفانی بصیرالملک از عشق ممنوعه محبوبه! وقتی فهمید دخترش دل به رحیم نجار داده، همهچیز به هم ریخت!
سوفیانیوز: در قسمت جدید «بامداد خمار»، راز بزرگ محبوبه بالاخره به گوش بصیرالملک میرسد؛ خبری که پدر سختگیر محبوبه را به شدت خشمگین میکند. وقتی بصیرالملک میفهمد دخترش دل به رحیم نجار، پسری فقیر و از طبقهای متفاوت بسته، کنترل خشمش را از دست میدهد و به دنبال محبوبه میگردد.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، در قسمت جدید سریال «بامداد خمار»، یکی از پرتنشترین لحظات داستان رقم میخورد؛ جایی که مادر محبوبه دیگر نمیتواند راز عشق پنهانی دخترش را پنهان کند و تصمیم میگیرد ماجرا را با بصیرالملک، پدر محبوبه، در میان بگذارد.
او به بصیرالملک میگوید که محبوبه دل به رحیم نجار بسته؛ پسری که از نگاه خانواده محبوبه، نه از نظر جایگاه اجتماعی و نه از نظر شرایط زندگی، مناسب دخترشان نیست. شنیدن این خبر برای بصیرالملک که همیشه روی آبرو و اصالت خانوادگی حساس بوده، مانند یک شوک بزرگ است.
خشم بصیرالملک با شنیدن نام رحیم شعلهور میشود. او که باور نمیکند دخترش برخلاف خواسته خانواده عاشق پسری از طبقهای دیگر شده، با عصبانیت به دنبال محبوبه میگردد تا جلوی این رابطه را بگیرد. مادر محبوبه تلاش میکند مانع رویارویی پدر و دختر شود، اما به نظر میرسد شدت خشم بصیرالملک اجازه هیچ آرامشی را نمیدهد.
این قسمت از «بامداد خمار» تقابل میان عشق محبوبه و تعصب خانواده را پررنگتر میکند؛ جایی که تصمیم یک دختر جوان میتواند تمام قواعد یک خانواده سنتی را به چالش بکشد.
خلاصه داستان بامداد خمار
فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیتهایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت میشود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، همزمان با سالهای جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانوادهای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبهرو میشود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.
حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحلهای حساستر شده است. محبوبه همچنان چشمانتظار رحیم است و تصمیمهای او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیشرو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیدهتر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال میرسد یا بار دیگر تقدیر و اختلافهای طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.
به نظر شما بصیرالملک حق دارد با عشق محبوبه مخالفت کند یا باید اجازه میداد دخترش خودش برای آیندهاش تصمیم بگیرد؟ نظرتان را بنویسید.