روزگاری که پشتیها گرمتر از پکیجهای مدرن بودند؛ راز صمیمیت فراموششده در عصر مینیمالیسم/ خانه هایی که «روح» داشتند...
سوفیانیوز: نگاهی به کوچ دردناک از خانههای پرمهر و آجری به سمت آپارتمانهای سرد و بیروح امروزی. جایی که مدرنیته آرامش، صفا و خندههای دورهمی را از کنج زندگیهایمان ربود.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، در عصر خانههای سرد، خاکستری و مینیمال، یاد روزگاری افتادهایم که طاقچهها، پنجرههای رنگی و دیوارهای آجری، به زندگی حرارت میبخشیدند. این گزارش فوتوفن فراموششدهی صفا و صمیمیت در خانههای قدیمی را زیر ذرهبین برده است.
گوشهی اتاق، یک جفت پشتی قرمز با طرحهای سنتی تکیه داده شده بود؛ تکهگاهی واقعی که وقتی پشتمان به آن گرم میشد، انگار تمام خستگی روز بیرون میرفت. خبری از مبلهای سخت و بیروح یا چیدمانهای مینیمال و تکرنگ امروزی نبود. خانهها با پردههای چیندار، چراغهای والور، بخاریهای نفتی و «فتالهها» (فتتیلههای چراغ نفتی که گرما و نوری آرامشبخش داشتند) گرما میگرفتند؛ گرمایی که فقط جسم را داغ نمیکرد، بلکه دلها را هم کنار هم مینشاند.


آن روزها آشپزخانهها «اپن» نبودند تا حریم خانه و بوی خوش غذای مادر در همهجا پیچیده اما محرمانه بماند. طاقچهها پر بودند از آینهشمعدان، رادیوهای قدیمی و گلدانهای شمعدانی که پشت شیشههای رنگی پنجرههای چوبی، زیر نور آفتاب میرقصیدند. دیوارهای آجری و حیاطهای باصفا، اصالتی داشتند که با هیچ دیزاین مدرنی جایگزین نمیشوند. شاید دقیقاً از همان روزی که این نشانههای سادگی را دور انداختیم تا «مدرن» شویم، آرامش و صفا هم از زندگیهایمان پر کشید.

شما کدام تکه از آن خانههای قدیمی را بیشتر از همه دلتنگید؟ پشتیهای سرخ، شیشههای رنگی، یا بوی فتلیه چراغ نفتی در غروبهای زمستان؟ برامون در کامنتها بنویسید که کدوم حس قدیمی هنوزم پشتتونو گرم میکنه!