حسرت به دل ماندن ترلان پروانه برای یک عروسی باشکوه؛ پشتصحنه عروسی محبوبه در بامداد خمار که دستکمی از مجلس عزا نداشت!
سوفیانیوز: محبوبه در بامداد خمار با وجود تمام رؤیاهایی که برای زندگی مشترکش در سر داشت، سرانجام با دلی پر از حسرت و در میان مخالفتهای خانوادهاش راهی خانه بخت شد؛ عروسی جمعوجور و بیسروصدایی که با رؤیای یک ازدواج باشکوه فاصله زیادی داشت.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، ترلان پروانه، بازیگر نقش محبوبه در سریال «بامداد خمار»، با انتشار استوریای از این مجموعه و نوشتن جمله کوتاه اما تأملبرانگیز «چه غریبانه رفتم»، بار دیگر صحنه ازدواج تلخ محبوبه و جدایی او از خانوادهاش را به یاد مخاطبان انداخت.
محبوبه که در خانوادهای مرفه و اصیل بزرگ شده، برای رسیدن به رحیم، برخلاف میل خانوادهاش تصمیم به ازدواج میگیرد. او که روزگاری در خانهای پر از احترام و آسایش زندگی میکرد، حالا باید با انتخابی روبهرو شود که فاصله زیادی با رؤیاهای عاشقانهاش دارد.
مخالفت خانواده محبوبه با این ازدواج، مراسم عروسی او را هم تحت تأثیر قرار میدهد؛ خبری از جشن باشکوه و شادیای که شاید روزی برای خودش تصور کرده بود نیست. خانواده برای او مراسم عقدی ساده و جمعوجور برگزار میکنند و سپس محبوبه راهی خانه رحیم میشود؛ رفتنی که در ظاهر آغاز زندگی مشترک است، اما در دل خود بذر تنهایی و حسرت را دارد.

خلاصه داستان بامداد خمار
فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیتهایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت میشود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، همزمان با سالهای جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانوادهای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبهرو میشود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.
حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحلهای حساستر شده است. محبوبه همچنان چشمانتظار رحیم است و تصمیمهای او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیشرو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیدهتر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال میرسد یا بار دیگر تقدیر و اختلافهای طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.
به نظر شما محبوبه با انتخاب رحیم به عشقش رسید یا برای رسیدن به او، تمام آرامش و خوشبختیاش را قربانی کرد؟ اگر جای محبوبه بودید، حاضر میشدید برای عشق از خانواده و زندگی قبلیتان بگذرید؟ نظرتان را در کامنتها بنویسید.