کد خبر: 13149
پنجشنبه 29 آذر 1403 - 12:49
پنجشنبه 29 آذر 1403 - 12:49

50 اصطلاح انگلیسی که در هر مکالمه‌ای به کار می‌آید

50 اصطلاح انگلیسی که در هر مکالمه‌ای به کار می‌آید

سوفیانیوز: این لیست شامل 50 اصطلاح پرکاربرد انگلیسی است که در مکالمات روزمره، محیط کار و حتی متون نوشتاری استفاده می‌شود. با یادگیری این اصطلاحات، می‌توانید مهارت‌های مکالمه و درک مطلب خود را به طور قابل توجهی بهبود بخشید. این لیست شامل اصطلاحاتی با معانی مختلف مانند اصطلاحات عامیانه، تخصصی و اصطلاحاتی است که در موقعیت‌های خاص استفاده می‌شوند.

به گزارش سرویس آموزش زبان پایگاه خبری سوفیانیوز، آیا تا به حال هنگام دیدن فیلم‌های انگلیسی‌زبان به عباراتی برخورده‌اید که معنای مستقیم کلماتشان هیچ کمکی به فهم مفهوم آن‌ها نمی‌کند؟ این همان دنیای اصطلاحات است! اصطلاحات (Idioms) بخش مهمی از زبان انگلیسی هستند که می‌توانند مکالمات شما را طبیعی‌تر و جذاب‌تر کنند.

چرا یادگیری اصطلاحات ضروری است؟

اصطلاحات انگلیسی باعث می‌شوند که مکالمات شما واقعی‌تر به نظر برسد. بدون دانستن این عبارات، ممکن است جملات شما بیش از حد کتابی یا رسمی به نظر برسند. همچنین یادگیری اصطلاحات به شما کمک می‌کند درک بهتری از فرهنگ انگلیسی‌زبانان پیدا کنید.

چگونه اصطلاحات باعث روان‌تر شدن مکالمات می‌شوند؟

وقتی از اصطلاحات استفاده می‌کنید، شنوندگان شما حس می‌کنند که زبان انگلیسی را مانند زبان مادری خود بلد هستید. این عبارات به شما اعتمادبه‌نفس بیشتری در مکالمه می‌دهند.

بهترین روش‌ها برای یادگیری اصطلاحات انگلیسی

استفاده از اصطلاحات در مکالمات روزمره

یادگیری بدون استفاده، نتیجه زیادی ندارد. هر بار که اصطلاح جدیدی یاد می‌گیرید، تلاش کنید آن را در جملات روزمره به کار ببرید.

تقویت با کمک فیلم‌ها و سریال‌ها

یکی از بهترین راه‌ها برای یادگیری اصطلاحات، دیدن فیلم‌ها و سریال‌های انگلیسی‌زبان است. دقت کنید که چگونه شخصیت‌ها از اصطلاحات استفاده می‌کنند و در چه موقعیت‌هایی به کار می‌روند.

تمرین با استفاده از فلش‌کارت‌ها

برای به خاطر سپردن اصطلاحات، می‌توانید از فلش‌کارت‌ها استفاده کنید. یک طرف کارت، اصطلاح را بنویسید و طرف دیگر، معنای آن را.

دسته‌بندی اصطلاحات پرکاربرد

اصطلاحات مربوط به زندگی روزمره

عبارات مربوط به سلام و احوالپرسی

  • “How’s it going?” (اوضاع چطوره؟)

  • “What’s up?” (چه خبر؟)

اصطلاحات پرکاربرد در خرید

  • “It’s a bargain.” (خیلی به صرفه است.)

  • “Can I get a better deal?” (می‌توانم تخفیف بگیرم؟)

اصطلاحات مربوط به کار و تجارت

  • “Think outside the box.” (خلاقانه فکر کن.)

  • “Back to the drawing board.” (برگردیم به نقطه شروع.)

اصطلاحات رایج در مکالمات غیررسمی

  • “Hang out.” (وقت گذراندن با دوستان)

  • “Blow someone away.” (کسی را تحت تأثیر قرار دادن)

لیست چند تا از اصطلاحات پر استفاده انگلیسی

اصطلاحات عمومی و روزمره

  1. Break the ice: شروع یک مکالمه به صورت دوستانه

  2. Under the weather: احساس ناخوشی داشتن

  3. Hit the nail on the head: دقیقاً درست گفتن

  4. A blessing in disguise: یک اتفاق بد که نتیجه خوبی دارد

اصطلاحات مرتبط با کار و تحصیل

  1. Burn the midnight oil: تا دیروقت کار یا مطالعه کردن

  2. Pull your weight: تلاش برابر با دیگران در یک تیم

  3. The ball is in your court: تصمیم با شماست

  4. Call it a day: کاری را تمام کردن

اصطلاحات غیررسمی و دوستانه

  1. Spill the beans: راز را فاش کردن

  2. Piece of cake: کاری بسیار آسان

  3. Cut to the chase: سریعاً به اصل مطلب پرداختن

  4. Beat around the bush: طفره رفتن

    آموزش زبان

جدول 50 اصطلاح پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاح (Idiom)

معنی فارسی

مثال انگلیسی

Break the ice

شروع مکالمه به صورت دوستانه

Let me tell a joke to break the ice.

Under the weather

احساس ناخوشی داشتن

I’m feeling under the weather today.

A blessing in disguise

یک اتفاق بد که نتیجه خوبی دارد

Losing that job was a blessing in disguise.

Hit the nail on the head

دقیقاً درست گفتن

You hit the nail on the head with your idea.

Call it a day

کاری را تمام کردن

Let’s call it a day and continue tomorrow.

The ball is in your court

تصمیم با شماست

I’ve done my part; now the ball is in your court.

Spill the beans

راز را فاش کردن

Who spilled the beans about the surprise party?

Piece of cake

کاری بسیار آسان

This homework is a piece of cake.

Cut to the chase

سریعاً به اصل مطلب پرداختن

Let’s cut to the chase and discuss the budget.

Beat around the bush

طفره رفتن

Stop beating around the bush and tell me the truth.

Burn the midnight oil

تا دیروقت کار یا مطالعه کردن

She burned the midnight oil to finish her report.

Pull your weight

تلاش برابر با دیگران در یک تیم

Everyone needs to pull their weight to succeed.

Costs an arm and a leg

خیلی گران بودن

That car costs an arm and a leg.

Kill two birds with one stone

با یک تیر دو نشان زدن

We can kill two birds with one stone by shopping on the way.

Hit the books

مطالعه کردن

I have to hit the books before my exams.

Bite off more than you can chew

بیشتر از توان خود کار برداشتن

He bit off more than he could chew with this project.

Let the cat out of the bag

راز را فاش کردن

Someone let the cat out of the bag about the proposal.

Once in a blue moon

خیلی به ندرت

I visit my relatives once in a blue moon.

Raining cats and dogs

باران شدید

It’s raining cats and dogs outside.

Hit the ground running

شروع کردن با انرژی و سرعت

He hit the ground running on his first day at work.

Keep your chin up

مثبت و امیدوار بودن

Keep your chin up; things will get better.

Barking up the wrong tree

اشتباه گرفتن علت مشکل

If you think I’m responsible, you’re barking up the wrong tree.

Add fuel to the fire

بدتر کردن اوضاع

His comments just added fuel to the fire.

Jump on the bandwagon

همراه شدن با موج یا مد

Everyone is jumping on the bandwagon of NFTs.

The tip of the iceberg

بخش کوچکی از یک مشکل بزرگ‌تر

This issue is just the tip of the iceberg.

Actions speak louder than words

عمل از گفتار مهم‌تر است

Actions speak louder than words, so prove it!

Scratch someone’s back

به کسی کمک کردن به امید کمک متقابل

If you scratch my back, I’ll scratch yours.

Every cloud has a silver lining

هر اتفاق بد جنبه مثبتی دارد

Don’t worry; every cloud has a silver lining.

Bark is worse than bite

تهدید زیاد اما بی‌خطر

His bark is worse than his bite.

Take it with a grain of salt

با احتیاط باور کردن

Take what he says with a grain of salt.

Blow off steam

خالی کردن عصبانیت

I go for a run to blow off steam after work.

Get out of hand

کنترل از دست خارج شدن

The party got out of hand after midnight.

On the same page

هم‌نظر بودن

Let’s make sure we’re on the same page.

Pull someone’s leg

کسی را دست انداختن

Are you pulling my leg, or is this real?

Throw in the towel

تسلیم شدن

After so many attempts, he finally threw in the towel.

Cut corners

کم‌کاری کردن برای صرفه‌جویی

Don’t cut corners with this project.

In the nick of time

در آخرین لحظه

The firefighters arrived in the nick of time.

On thin ice

در وضعیت خطرناک

He’s on thin ice with his boss these days.

Go the extra mile

تلاش بیشتر کردن

She always goes the extra mile for her customers.

Through thick and thin

در خوشی و ناخوشی

They stayed together through thick and thin.

Go back to square one

از اول شروع کردن

We had to go back to square one with the design.

Read between the lines

پی بردن به معنی ضمنی

Learn to read between the lines in negotiations.

A penny for your thoughts

چه فکری می‌کنی؟

You look quiet—penny for your thoughts?

Cry over spilled milk

غصه خوردن برای چیزی که تغییر نمی‌کند

There’s no use crying over spilled milk.

The best of both worlds

بهترین ویژگی‌های دو چیز

Living in a small town gives me the best of both worlds.

Out of the blue

ناگهانی

He called me out of the blue yesterday.

Let sleeping dogs lie

موضوعات قدیمی را باز نکنید

Let’s not bring up the past—let sleeping dogs lie.

Bite the bullet

تحمل کردن شرایط سخت

He had to bite the bullet and face the situation.

Burn bridges

از بین بردن روابط

Don’t burn bridges; you might need them later.

Cross that bridge when you come to it

بعداً به مشکل فکر کردن

Don’t worry; we’ll cross that bridge when we come to it.

نحوه استفاده مؤثر از اصطلاحات

استفاده طبیعی از اصطلاحات در جملات

اصطلاحات را زمانی به کار ببرید که به مکالمه کمک کنند، نه فقط برای نمایش دانسته‌هایتان.

اجتناب از استفاده بیش از حد

اگر در هر جمله از یک اصطلاح استفاده کنید، ممکن است مکالمه غیرطبیعی به نظر برسد. تعادل را رعایت کنید.

اشتباهات رایج در یادگیری اصطلاحات

ترجمه تحت‌اللفظی اصطلاحات

ترجمه مستقیم اصطلاحات به زبان مادری معمولاً باعث ایجاد سوءتفاهم می‌شود. مثلاً “Break the ice” ربطی به شکستن یخ واقعی ندارد!

استفاده نادرست یا در موقعیت نامناسب

هر اصطلاحی در موقعیت مناسب خود استفاده می‌شود. مثلاً اصطلاحات غیررسمی در محیط‌های رسمی کاربرد ندارند.

آموزش زبان

نتیجه‌گیری

یادگیری اصطلاحات انگلیسی یک قدم بزرگ برای روان‌تر شدن زبان شماست. این عبارات، مانند ادویه‌ای برای مکالمات هستند که به آن‌ها طعم و جذابیت می‌بخشند. پس هر روز تلاش کنید چند اصطلاح جدید یاد بگیرید و در مکالمات روزانه خود به کار ببرید.

برای مشاهدۀ مطالب دیگر در سرویس آموزش زبان روی این لینک کلیک کنید.