(ویدئو) روایت سوزناک و غم انگیز دکتر بیژن عبدالکریمی از مدرسه ویرانشده میناب؛ «به شاگردانم چه بگویم؟»
ساعدنیوز: انتشار تصاویر تکاندهنده از حضور بیژن عبدالکریمی در میان ویرانههای مدرسه میناب، بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشته است. این استاد فلسفه با دیدن وضعیت ساختمان و یادآوری معصومیت دانشآموزان، نتوانست جلوی گریه خود را بگیرد. او با طرح یک پرسش اخلاقی بزرگ، وجدان عمومی را خطاب قرار داد.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، در ویدئوی منتشر شده، دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه و چهره شناختهشده دانشگاهی، در میان خرابههای مدرسهای به نام «میناب» دیده میشود که آثار تخریب شدید ناشی از انفجار در آن کاملاً هویداست. او در حالی که بر پشت یک نیمکت سبزرنگ و قدیمی مدرسه نشسته، با صدایی لرزان از قدرت انفجاری میگوید که حتی تیرآهنهای ضخیم ساختمان را خم کرده است. عبدالکریمی در ادامه با بغضی فروخورده و چهرهای برافروخته از درد، در آغوش یکی از همراهانش قرار میگیرد و با کلماتی سرشار از استیصال میگوید: «من خودم معلم هستم؛ حالا سر کلاس به شاگردانم از میناب چی بگم؟» او با اشاره به کودکان معصومی که تنها سلاحشان قلم و دفتر بوده، از فاجعهای انسانی سخن میگوید که فراتر از تحلیلهای خشک سیاسی، قلب هر بینندهای را به درد میآورد.
این صحنههای تکاندهنده، چیزی فراتر از یک گزارش میدانی ساده از مناطق آسیبدیده است؛ این فوران احساسات یک اندیشمند است که همواره با منطق و استدلال سخن گفته، اما حالا در برابر ابعاد فاجعه، کلمات را قاصر میبیند. رویارویی عبدالکریمی با نیمکتهای خالی و دیوارهای فروریخته، نمادی از فروریختن تمام آن چیزهایی است که ما به عنوان «امنیت آموزشی» و «حقوق کودک» میشناسیم. وقتی یک استاد فلسفه که عمری را صرف تحلیل مفاهیم انتزاعی کرده، اینگونه در برابر واقعیت عریان خشونت بیتاب میشود، نشاندهنده آن است که فاجعه میناب به عمق وجدان جمعی نفوذ کرده است. پرسش او درباره اینکه چگونه باید این فاجعه را برای نسل آینده روایت کرد، چالشی اخلاقی است که نه تنها او، بلکه تمام جامعه را در برابر یک سوال بزرگ قرار میدهد: در دنیایی که سلاح کودکان تنها مداد و دفتر است، چگونه میتوان از صلح و انسانیت سخن گفت؟