(ویدیو) «ایران من»؛ وقتی حنجره همایون شجریان به وسعت یک سرزمین طنینانداز شد / بازخوانی میراثی که با خون دل نوشته شد
سوفیانیوز: تصنیف «ایران من» با صدای همایون شجریان، فراتر از یک قطعه موسیقی، به نمادی از همبستگی بدل شده است. در این ویدئو، گوش جان میسپاریم به این اثر جاودان، از اشعار پوریا سوری تا آهنگسازی سهراب پورناظری، و بررسی این نکته که چرا این قطعه پس از سالها هنوز در صدر پلیلیست عاطفی ایرانیان قرار دارد.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز،در تاریخ موسیقی ایران، قطعات انگشتشماری هستند که فارغ از زمان انتشار، به بخشی از حافظه جمعی یک ملت تبدیل میشوند. تصنیف «ایران من» با صدای همایون شجریان، بیشک یکی از همین آثار است. این قطعه که نخستین بار در قالب آلبوم مشترک همایون شجریان و سهراب پورناظری منتشر شد، تلفیقی است هوشمندانه از موسیقی سنتی و نگاه نوگرایانه که توانست طیف وسیعی از مخاطبان را با خود همراه کند.
مثلث طلایی خلق اثر
ماندگاری «ایران من» مرهون همنشینی سه ضلع قدرتمند در حوزه شعر، آهنگسازی و اجراست:
کلام؛ آمیزهای از حماسه و تغزل: اشعار این قطعه حاصل ذوق پوریا سوری است. او توانسته است با استفاده از واژگانی چون «خون دل» و «سرمه چشم»، روایتی ملموس و در عین حال اساطیری از وطن ارائه دهد. نکته حائز اهمیت، تلفیق این شعر با بخشهایی از غزل مشهور سعدی («همه چشمم که به راه تو بود تا برسی») و ابیاتی از ملکالشعرای بهار است که غنای ادبی اثر را دوچندان کرده است.
آهنگسازی؛ جسارت در ساختار: سهراب پورناظری با درکی عمیق از ردیف و نگاهی آزاد به ارکستراسیون، فضایی را خلق کرد که هم ابهت موسیقی حماسی را دارد و هم ظرافت آواز ایرانی را. تنظیم این قطعه به گونهای است که مخاطب را پلهپله به اوج (اوج معروف «ای در میان جانم و جانت نهان شده») هدایت میکند.
اجرا؛ امضای همایون: همایون شجریان در این تصنیف، فراتر از تکنیکهای آوازی، «احساس» را به خدمت گرفته است. تحریرهای دقیق و انتقال از فضای بم به اوجهای خیرهکننده، این اثر را به آزمونی دشوار برای هر خوانندهای بدل کرده است.
چرا این تصنیف جاودانه شد؟
«ایران من» صرفاً یک ستایشنامه نیست؛ این قطعه روایتگر پیوندی عاطفی میان فرزند و موطن است. استفاده از سازهای زهی در کنار سازهای ایرانی و ضربآهنگی که ضربان قلب را تداعی میکند، باعث شده تا این تصنیف در لحظات حساس تاریخی و اجتماعی، به انتخاب اول بسیاری از شنوندگان تبدیل شود.
امروز که به این اجرا گوش میسپاریم، چیزی فراتر از نتها و کلمات را میشنویم؛ ما بخشی از غرور و بغض فروخوردهای را میشنویم که در حنجره «آقای صدای ایران» متبلور شده است. قطعهای که یادآور میشود هنر اصیل، هرگز رنگ کهنگی به خود نمیگیرد.