داستان موفقیت؛ چک جانانه ای که کامبیز دیرباز را از خواب غفلت بیدار کرد! تو یک سال به خودم فحش دادم...
سوفیانیوز: داستان کامبیز دیرباز و آن قرارداد از دست رفته به خاطر اضافه وزن، مصداق بارز همان تکانههای روحی است که در روانشناسی به آن «نقطه برخورد با واقعیت» میگویند. گاهی تا زمانی که ضربه مستقیماً به منافع، غرور یا حرفه ما اصابت نکند، در پیله امنِ توجیهات خود باقی میمانیم.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز،کامبیز دیرباز با شجاعت اعتراف میکند که برای مدتی متوجه تغییرات فیزیکی و اضافه وزن خود نبوده یا شاید آن را جدی نمیگرفته است؛ تا اینکه شلاق واقعیت به سختترین شکل ممکن بر پیکر حرفهای او فرود میآید. او در این باره میگوید:
«چاق شده بودم، اما زمانی به خودم آمدم و به غرورم برخورد که به خاطر همین اضافه وزن، حاضر نشدند با من قرارداد ببندند.»
رد شدن در اتاق قرارداد، همان تکانه شدیدی بود که این بازیگر مطرح را از خواب بیدار کرد. زخمی که شاید در ابتدا دردناک بود، اما تبدیل به بزرگترین انگیزه او برای بازگشت به روزهای اوج شد.
روانشناسان و کارشناسان موفقیت معتقدند که «برخوردن به غرور» یا همان اهرم خشم مثبت، اگر درست هدایت شود، قویترین سوخت برای تغییر است. کامبیز دیرباز به جای ناامید شدن، قهر کردن با دنیای بازیگری یا مقصر دانستن عوامل فیلم، واقعیت را پذیرفت. او متوجه شد که بدن یک بازیگر، ابزار کار اوست و اگر این ابزار آسیب ببیند، خروجی کار نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.