کد خبر: 28715
دوشنبه 16 شهریور 1405 - 11:47
دوشنبه 16 شهریور 1405 - 11:47

چند کلمه حرف حساب که آرامش زیادی به تو می‌دهد/ صحبت‌های تکان‌دهنده هادی محقق درباره آخر و عاقبت انسان؛ «هیچ خبری نیست!حتی خاکستری هم از ما باقی نمی‌ماند!»

سوفیانیوز: در دنیایی که انسان‌ها مدام درگیر جاه‌طلبی و میل به سلطه‌گری هستند، هادی محقق (کارگردان و سینماگر) در گفتگو با مجری برنامه، نگاهی عمیق و فلسفی-روان‌شناسی به حقیقت وجودی انسان ارائه می‌دهد. او با استناد به تعبیر فیزیک‌دانان به این نقطه می‌رسد که حتی خاکستری از انسان بر جای نخواهد ماند.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای پایگاه خبری سوفیانیوز، در دنیایی که انسان‌ها مدام درگیر جاه‌طلبی، رقابت‌های فرسایشی و میل افسارگسیخته به قدرت هستند، بازخوانی حقیقت وجودی انسان می‌تواند نقطه‌ی عطفی برای دستیابی به آرامش درونی باشد. هادی محقق، کارگردان و سینماگر ایرانی، در گفتگو با برنامه «آف رکورد» (Off Record) با نگاهی عمیق و فلسفی به بررسی موقعیت انسان در جهان هستی می‌پردازد. او با اشاره به دیدگاه فیزیک‌دانان درباره عظمت کیهان و ناچیز بودن انسان، تواضع را تنها راه رهایی از میل به سلطه و رسیدن به آرامش خاطر معرفی می‌کند. در این مقاله، این دیدگاه از منظر روان‌شناسی وجودی (Existential Psychology) و تحلیل رفتار انسانی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

انسان مدرن همواره در تلاش است تا با کسب قدرت، ثروت و موقعیت اجتماعی، بقا و اهمیت خود را به رخ بکشد. اما زمانی که در برابر ابعاد شکاف‌افکن کیهان قرار می‌گیریم، تمام این دستاوردها رنگ می‌بازند.

هادی محقق در این گفتگو با یادآوری تعبیر معروف فیزیک‌دانان می‌گوید: «ما تنها یک دانه شن در ساحل پهناور کیهان هستیم. وقتی حتی خاکستری هم از ما باقی نمی‌ماند، انسان باید چه کند؟» این پرسش کلیدی، آغازگر تاملی عمیق در ساختار روانی و رفتاری انسان است.

روان‌شناسان و فیلسوفان وجودی بر این باورند که بخش عمده‌ای از اضطراب‌ها، غرور بی‌جا و رفتارهای پرخاشگرانه انسان، حاصل مکانیزم‌های دفاعی برای پنهان کردن «ترس از فناپذیری» است.

از دیدگاه روان‌شناسی درمانی، میل شدید به قدرت و سلطه‌گری غالباً ریشه در ناامنی‌های درونی دارد. فرد با تسلط بر دیگران می‌کوشد حس ضعف درونی خود را جبران کند.

در این گفتگو مطرح می‌شود که بهترین و سریع‌ترین تصمیم انسان باید اتخاذ «تواضع» باشد. زمانی که انسان متواضع می‌شود:

  • میل به سلطه فرو می‌نشیند: دیگر نیازی به کنترل دیگران یا اعمال قدرت بر آن‌ها احساس نمی‌شود.

  • رفتارها اصلاح می‌شوند: حتی اگر قدرتی در اختیار فرد باشد، به گونه‌ای رفتار می‌کند که موجب آزار دیگران نشود.

نظر شما درباره این پارادوکس وجودی چیست؟ آیا درک ناچیز بودنمان در کیهان، شما را به آرامش و رهایی از فشارهای زندگی می‌رساند، یا احساس ناامیدی و بی‌معنایی را در شما تقویت می‌کند؟