کد خبر: 28783
چهارشنبه 25 شهریور 1405 - 12:44
چهارشنبه 25 شهریور 1405 - 12:44

روایت جان‌سوز سیاوش با صدای علی زندوکیلی؛ «خونین شده تقدیر من، از قلب بی‌تقصیر من...» اشک‌ها جاری شد

سوفیانیوز: «سیاوش» دوباره از دل شاهنامه بیرون آمد و روی صحنه جان گرفت؛ روایتی حماسی از پاکی، وفاداری و مظلومیت جوانی که نامش قرن‌هاست با فرهنگ و حافظه ایرانیان گره خورده است. در این اجرای تماشایی، صدای علی زندوکیلی نیز با حال‌وهوای حماسی نمایش درآمیخت تا قصه سیاوش رنگ‌وبویی شنیدنی‌تر و تأثیرگذارتر پیدا کند.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای سوفیانیوز، علی زندوکیلی در تابستان 1403 با حضور در «نبرد رستم و سهراب»، تجربه‌ای متفاوت در فعالیت‌های صحنه‌ای خود آغاز کرد. این پروژه به کارگردانی حسین پارسایی و تهیه‌کنندگی سیدمحمود شبیری و حسین پارسایی تولید شد و متین ایزدی نگارش متن آن را بر عهده داشت. در ترکیب بازیگران، نام‌هایی چون امیر آقایی، الناز شاکردوست، سینا مهراد، پردیس احمدیه، بانیپال شومون و علی زندوکیلی به چشم می‌خورد. زندوکیلی برای ایفای نقش «سیرنگ» به گروه پیوست؛ شخصیتی که حضورش در ساختار نمایشی، با بخش‌های موسیقایی اثر نیز ارتباط داشت. اجرای پروژه از 10 مرداد 1403 در محوطه تنیس مجموعه فرهنگی ورزشی انقلاب برنامه‌ریزی شد. طراحی صحنه و لباس بر عهده سهیل دانش‌اشراقی، موسیقی بر عهده بامداد افشار و طراحی نور بر عهده مرتضی نجفی بود. این پروژه در معرفی اولیه، به‌عنوان یکی از تولیدات بزرگ نمایشی سال مطرح شد.

سیاوش، از چهره‌های محوری و تراژیک شاهنامه فردوسی، یکی از نمادهای پاکی، جوانمردی و بی‌گناهی در ادبیات حماسی ایران است؛ شاهزاده‌ای که سرنوشت تلخش، داستان او را به یکی از ماندگارترین روایت‌های شاهنامه تبدیل کرده است.

امشب نمایش «سیاوش» فرصتی بود برای تماشای دوباره این قصه کهن در قالبی نمایشی؛ روایتی از جوانی پاک‌دامن که در میان آزمون‌های سخت، دسیسه‌ها و بی‌عدالتی‌ها، بر اصول خود پایبند می‌ماند.

یکی از بخش‌های شنیدنی این اجرا، حضور علی زندوکیلی و صدای قدرتمند او بود؛ خواننده‌ای که با اجرای اشعار و فضای موسیقایی مرتبط با نمایش، به روایت سیاوش رنگ‌وبویی حماسی‌تر بخشید و حال‌وهوای شاهنامه را به فضای صحنه نزدیک‌تر کرد.

آغاز روایت نیز با این ابیات فردوسی، مخاطب را به دل داستانی از دل قرن‌ها می‌برد:

«ز گفتار دهقان یکی داستان
بپیوندم از گفتهٔ باستان»

شاید همین پیوند میان شعر فردوسی، موسیقی و اجرای نمایشی است که باعث می‌شود قصه سیاوش، با وجود گذشت قرن‌ها، همچنان برای مخاطب امروز تازگی داشته باشد؛ قصه‌ای که درباره پاکی، وفاداری و مظلومیت است و همچنان می‌تواند احساسات مخاطب را درگیر کند.

تماشای سیاوش روی صحنه، یادآور این نکته است که شاهنامه تنها مجموعه‌ای از داستان‌های کهن نیست؛ گنجینه‌ای زنده از روایت‌هایی است که هنوز می‌توان آنها را با زبان هنر امروز دوباره شنید، دید و تجربه کرد.

ظلمت شب می‌خزد بر چراغ خانه‌ام

این بهشت کوچکم می‌شود ویرانه‌ام

ایستاده‌ام پای داد، ناز شستت روزگار

سر اگرچه بی‌گناه، می‌رود بالای دار

خونین شده تقدیر من، از قلب بی‌تقصیر من

خواب صداقت بوده‌ام، کابوس شد تعبیر من

زحمت نکش ای روزگار، من باورم ویران شده

از نارفیقان خسته، از دوستان دلگیر

روزی به مقصد می‌رسد این بغضِ دامن‌گیر

من می‌روم، این آه می‌ماند در این دنیا

تقدیر ما دریای خون، می‌شوید این خون را

خونین شده تقدیر من، از قلب بی‌تقصیر من

خواب صداقت بوده‌ام، کابوس شد تعبیر من

زحمت نکش ای روزگار، من باورم ویران شده

علی زندوکیلی متولد سال 1365 در شیراز، خواننده، آهنگساز و نوازنده موسیقی ایرانی است. او فعالیت هنری خود را از کودکی آغاز کرد و از سه‌سالگی به نواختن تنبک و فراگیری آواز پرداخت. زندوکیلی در سال 1377 وارد هنرستان موسیقی شیراز شد و آموزش سازهایی مانند سنتور و پیانو را دنبال کرد. سپس در سال 1381 به هنرستان موسیقی تهران رفت و پس از فارغ‌التحصیلی، تحصیلات خود را در رشته موسیقی ادامه داد. او امروز یکی از چهره‌های شناخته‌شده موسیقی ایران است و آثار متعددی در حوزه موسیقی سنتی و تلفیقی منتشر کرده است.

سیاوش را با یک کلمه توصیف کنید؛ «پاکی»، «وفاداری»، «مظلومیت» یا یک کلمه دیگر؟