بازیگرانی که دچار آلزایمر شدند و غم میناب را به کل فراموش کردند/ چهره واقعی لاله مرزبان و همکارانش روی فرش قرمز ونیز رو شد
سوفیانیوز: دو فیلمساز زیرزمینی که با موجی از تبلیغات منفی علیه ایران در فستیوال ونیز شرکت کرده بودند، نتوانستند هیچ جایزه مهمی را به خود اختصاص دهند.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز به نقل از فارس، در سالهای اخیر، شماری از فیلمسازان جویای نام و جاهطلب ایرانی که سودای پیمودن ره صدساله در یک شب را داشتهاند، کوشیدهاند تا از مسیر ساخت آثار زیرزمینی و شرکت در فستیوالهای غربی، برای خود اعتباری نمادین دستوپا کنند؛ به خیال آنکه ناکامیهای شخصیشان در عالم فیلمسازی، برای یک بار هم که شده به کامیابی بدل شود. این طیف از فیلمسازان به رغم آنکه در سعی باطل خود از هیچ ترفندی اعم از تدلیس، سیاهنمایی و تبلیغات منفی علیه کشورشان فروگذار نکردهاند، در بسیاری از مواقع با بیاعتنایی فستیوالها در مراسم اختتامیه مواجه شده و دست از پا درازتر سالن را ترک کردهاند. به این ترتیب، دستاورد خاصی جز افزوده شدن برگ تازهای به دفتر طویل ناکامیهای قبلی، نصیبشان نشده است.
غالب فیلمسازان مذکور، از یک خطای راهبردی مهم در محاسبات خود رنج میبرند و آن، اینکه خیال میکنند خلاء کیفیت هنری با لفاظیهای سیاسی، ادابازیهای سانتیمانتال، ژست فیلمساز مستقل به خود گرفتن و تبلیغات منفی علیه حاکمیت پر میشود. غافل از اینکه داوران فستیوالهای خارجی، در نهایت به معیارهای زیباییشناسانه، استانداردهای روایی و هنری رای میدهند؛ هرچند این معیارها خود نیز تحت تاثیر سیاستهای پنهان جشنوارهها قرار دارند و در پارهای از مواقع نادیده گرفته میشوند.
باری علی عسگری و محسن قرائی، تازهترین نمایندگان این طیف از فیلمسازان شکستخورده محسوب میشوند؛ دو سینماگر زیرزمینی که با فریب مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و راهاندازی موجی از تبلیغات منفی علیه کشورشان، دو فیلم ضدایرانی «مراقب» و «کمی نور» را تولید و روانه فستیوال ونیز کردند اما در نهایت، به چیزی بیش از ابزاری تبلیغاتی برای گردانندگان فستیوال ونیز، بدل نشدند و جز دریافت یک جایزه بازیگری، آن هم در بخش فرعی، سهمی از جوایز این دوره نبردند. اما در دورهای که بسیاری از سینماگران جهان، هنگام قرار گرفتن در موقعیتهای مشابه اینچنینی، احساسات بشردوستانه خود را با جهانیان به اشتراک میگذارند و از رنج مردم مظلوم فلسطین و مصائب ناشی از جنایتهای رژیم صهیونیستی در غزه اشغالی حرف میزنند، فیلمسازان زیرزمینی و بازیگرانشان نهتنها به این مسئله وقعی نگذاشتند، بلکه نسبت به داغ ابدی کودکان مظلوم میناب که در پی تجاوز وحشیانه ائتلاف آمریکایی_ صهیونی به خاک میهن، شهید شدند هم بیتفاوت بودند و در عوض، روی صحنه ونیز به رقص و پایکوبی پرداختند!
در همین راستا لاله مرزبان (بازیگری که بدون حجاب در فیلم زیرزمینی «مراقب» بازی کرده است) پس از آنکه برای دریافت جایزه بخش فرعی فستیوال روی صحنه آمد، درحالی که دست و پا شکسته، متن آماده و بیعارانهای را از روی برگه میخواند، گفت دوست دارد از مردم ایران که زیر سنگینترین فشار ممکن زندگی میکنند، یاد کند اما شهامتش را نداشت که بگوید این فشار، توسط جنایتکارترین کشور دنیا به مردم سرزمینش تحمیل شده است.تجربه تاریخی در این زمینه نشان میدهد که استراتژی تبلیغات منفی علیه ایران در فستیوالهای غربی، لزوما تضمینی برای موفقیت فیلمها به شمار نمیآید، بلکه بیشتر به یک تله توجهطلبی میماند؛ تلهای که فستیوالها از آن برای استفاده ابزاری از فیلمسازان زیرزمینی، زینتالمجالس ساختن آنها و تزئین ویترین خود استفاده میکنند. کما اینکه عایدی زیرزمینیسازهایی که امسال با اِهن و تُلپ فراوان، روانه فستیوال ونیز شده بودند هم چیزی بیش از شرکت در نشست خبری، پیادهروی روی فرش قرمز، ثبت چند عکس یادگاری تشریفاتی و البته شرمساری ابدی نبود؛ همانها که حال و روز امروز و همیشهشان، مصداق این مصرع معروف است: «نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم.»

افرادی که برای رسیدن به شهرت در خارج از کشور به فرهنگ و قوانین ایران پشت میکنند، در نهایت به جایی نمیرسند. آنها تصور میکردند با فیلمهای سیاهنما و رفتارهای سیاسی میتوانند ضعفهای هنریشان را جبران کنند، اما جشنوارههای غربی هم به آنها جایزه مهمی ندادند و فقط از وجودشان استفاده تبلیغاتی کردند. بیتوجهی این افراد به درد و رنج مردم و شهدا، چهره واقعیشان را برای جامعه رو کرد.
به نظر شما شادی و پایکوبی روی فرش قرمز ونیز، در حالی که مردم ایران روزهای سختی را پشت سر میگذارند، قابل دفاع است یا انتظار داشتید این چهرهها صدای هموطنان داغدارشان باشند؟ نظرتان را صریح در کامنتها بنویسید.