کد خبر: 24739
چهارشنبه 29 بهمن 1404 - 16:30
چهارشنبه 29 بهمن 1404 - 16:30

(عکس) مشاغل فصلی تهران قدیم که نسل جدید حتی اسمش را نشنیده!

(عکس) مشاغل فصلی تهران قدیم که نسل جدید حتی اسمش را نشنیده!

سوفیانیوز: در ایام گذشته، با فرارسیدن بهار و پایان زمستان، مشاغل تازه‌ای در تهران پدیدار می‌شدند که امروزه نه تنها اثری از آنها باقی نمانده، بلکه شنیدن داستان‌شان برای نسل امروز شگفت‌انگیز است.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای پایگاه خبری سوفیانیوز، تهرانی که امروز می‌بینیم و در آن زندگی می‌کنیم، احتمالاً برای والدین و اجدادمان هیچ شباهتی به آنچه آنها تجربه کرده بودند ندارد. از وضعیت آب‌وهوا، ظاهر کوچه‌ها، خیابان‌ها و ساختمان‌ها گرفته تا سبک لباس پوشیدن و نحوه صحبت مردم، تغییرات در همه جنبه‌های پنهان و آشکار زندگی در پایتخت مشهود است.

نصرالله حدادی، تهران‌شناس، در این زمینه می‌گوید: در تهران دهه‌های 30 و 40 شمسی، پس از گذشتن زمستان سخت و پربارش، برای مردمی که بیشترشان کشاورز بودند و با آمدن سرما، برف و باران کارشان تعطیل می‌شد، آغاز فصل بهار همراه با رونق گرفتن مشاغل خاصی بود که در آن دوران مرسوم بودند.

کاهگل‌مالی

از زمستان‌های سرد و پرباران قدیم بسیار شنیده‌ایم، اما شاید کمتر بدانیم که پس از این سرما و بارش‌ها، ساختمان‌های کم‌استحکام آن زمان تهران چه وضعی پیدا می‌کردند. حدادی توضیح می‌دهد: در تهران قدیمی، پس از پایان چله‌بزرگ و چله‌کوچک و بارش‌های برف و باران، با شروع بهار نوبت به تعمیر و بازسازی سقف‌های کاهگلی خانه‌ها می‌رسید. در این فصل، شغل «کاهگل‌مالی» یکی از مشاغل رایج بود. کاهگل‌مال‌ها در کوچه‌ها می‌گشتند و هر خانه‌ای که نیاز به تعمیر داشت، صاحبش سقف، در و دیوار را با کاهگل (مخلوطی از کاه، گل رس، نمک و آب) ترمیم می‌کرد. این ملات، خانه‌ها را در برابر رطوبت مقاوم می‌ساخت و از آنها محافظت می‌کرد.

کاهگل مالی

یخ‌فروشی

حدادی ادامه می‌دهد: زمانی نوشیدن آب خنک برای تهرانی‌ها یک آرزو بود و در ماه‌های گرم سال دسترسی به آن آسان نبود. در دهه 30 شمسی، شغل یخ‌فروشی در پایتخت رواج داشت. با گرم شدن هوا، کامیون‌های قدیمی یخ‌ها را حمل می‌کردند و به دکه‌های یخ‌فروشی می‌رساندند که معمولاً سر چهارراه‌ها قرار داشتند. صاحبان دکه، یخ‌ها را با چند لایه گونی خیس می‌پوشاندند تا ذوب شدن‌شان زیر آفتاب به تأخیر بیفتد و اغلب آنها را در سایه نگه می‌داشتند.

یخ فروش

آنها ابزاری شبیه چنگک با نوک تیز (به قطر حدود دو سانتی‌متر) داشتند که با آن یخ‌ها را تکه‌تکه می‌کردند و می‌فروختند. این یخ‌ها صبح زود، پیش از طلوع آفتاب به دکه‌ها می‌رسیدند و تا بعدازظهر فروخته می‌شدند. قیمت هر قالب یخ حدود 3 قران بود. امروزه هم یخ هنوز فروخته می‌شود؛ آخرین بار چند ماه پیش قیمت هر قالب را بالای 200 هزار تومان دیده‌ام.

نقل است که روزی آقاسید مهدی قوام از کنار یک یخ‌فروشی عبور می‌کرد و شنید صاحب دکه با صدای بلند فریاد می‌زند: «یخ‌هایم آب شد، بخرید!» وقتی دیدند آقاسید مهدی شروع به گریه کرد، از او پرسیدند چرا گریه می‌کنی؟ گفت: این مرد برای آب شدن یخ‌هایش گریه می‌کند، من چطور برای عمر رفته‌ام گریه نکنم…