تصویری که قلبها را لرزاند؛ نقاشی سالم مانده زیر آوار مدرسه میناب
سوفیانیوز: در جغرافیایِ کوچکِ این کاغذ، جنگ جایی نداشت؛ اینجا فقط گل بود، قلبهای قرینه و واژگانی که دورِ نامِ والدین طواف میکردند. اما حالا از آن همه شورِ کودکانه در مدرسه میناب، فقط همین سطرهای بیقرار باقی مانده است.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، این نقاشی که با خطی کودکانه و دلنشین آراسته شده، تجسمی از دنیای کوچک و پر از عاطفه دختری است که تمام تمنایش در واژههای «مادر» و «پدر» خلاصه میشد. او با کشیدن قلبهای سرخ و گلهایی که با دقت رنگآمیزی شدهاند، تلاش کرده تا عمق وابستگی و دلتنگیهای روزمرهاش را در محیط مدرسه توصیف کند. جملاتی که از دلتنگی برای مادر هنگام حضور در کلاس درس میگوید، گویای روحی لطیف است که مدرسه را نه فقط جای یادگیری، بلکه فضایی برای انتظار جهت بازگشت به آغوش خانواده میدید؛ انتظاری که با فاجعهای نابهنگام، برای همیشه ناتمام ماند.

تضاد میان محتوای معصومانه این اثر و سرنوشت تلخ پدیدآورندهاش، لرزه بر اندام هر بینندهای میاندازد. در حالی که او با مدادهای رنگیاش از امنیت حضور پدر و محبت بیدریغ مادر مینوشت، سایه شوم جنگ و موشک، سقف رویاهایش را در هم کوبید. این کاغذِ به یادگار مانده، اکنون دیگر تنها یک نقاشی ساده نیست، بلکه سندی است که بیگناهی کودکان را در میان شعلههای خشم و سیاست فریاد میزند. هر خطی که او بر این صفحه نشانده، یادآور آرزوهایی است که پیش از شکفتن، زیر آوار بیرحمی دفن شدند و داغی ابدی بر دل انسانیت بر جای گذاشتند.