10 نقشآفرینی تماشایی مرد هزارچهره سینما؛ بهترین فیلمهای اکبر عبدی که باید دوباره دید / خداحافظ کمدی سینمای ایران
سوفیانیوز: درگذشت اکبر عبدی، خبری تلخ و ناگهانی برای سینمای ایران بود؛ خبری که خیلی زود فضای فرهنگی و احساسی جامعه مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد. نام او سالهاست که با خندهها، تاملها و تصویرهای جاودانه پیوند خورده و هرگاه از تاریخ معاصر بازیگری ایران سخن میرود، حضور عبدی جزو نخستین یادآوریها است. در ادامه با 10 فیلم برتر او آشنا شوید.
به گزارش سرویس چندسانهای سوفیانیوز، او هنرمندی بود که مرز میان کمدی و درام را به شکلی سهل و طبیعی پشت سر میگذاشت؛ چه در نقشهایی که رگههای طنز داشتند و چه در آثاری که جدیت داستانی بیشتری را طلب میکردند، اکبر عبدی همواره توانست هویتی انسانی و نزدیک به مخاطب برای شخصیتها بسازد.
تاثیر او بر مخاطب ایرانی فراتر از اجرای یک تیپ ثابت بود. عبدی با تسلط بر زبان بدن، تغییر لحن و قاببندیهایی که نقش را در آن قرار میداد، شخصیتها را از عادیترین موقعیتها هم قابللمس و یادماندنی میساخت. برای میلیونها بیننده، صحنههایی که حضور او در آنها بود، نه تنها خندهدار که گاهی دردآور و تاملبرانگیز هم بودند؛ همین چندوجهی بودن، فیلمها و سریالهای اکبر عبدی را متفاوت میکرد.
10 نقشآفرینی تماشایی مرد هزارچهره سینما
از آثار کودک و نوجوانی که در آن آغاز کرد تا فیلمهای پرمخاطب خانوادگی و کمدی، نام او نمادی از تعهد به نقش و احترام به مخاطب بود. در ادامه این مقاله همراه بمانید تا به مناسب درگذشت غمانگیز این بازیگر بزرگ، به معرفی 10 مورد از بهترین فیلم های اکبر عبدی بپردازیم.
فیلم سینمایی مادر
فیلم سینمایی مادر یکی از آثار مهمی است که در کارنامه سینمایی ایران جایگاه ویژهای دارد؛ اثرِ علی حاتمی که محصول سال 1368 است و داستان ساده و تاثیرگذار پیرزنی را روایت میکند که در واپسین روزهای عمرش فرزندان پراکنده را گردهم میآورد. حاتمی علاوه بر کارگردانی و نویسندگی، طراحی صحنه و لباس را نیز برعهده داشت و فیلم بهعنوان محصول هدایتفیلم و تهیهکنندگی مرتضی شایسته ساخته شد. نخستین نمایش فیلم در هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر بود که نامزد 9 جایزه شد و سه جایزه را دریافت کرد؛ جایگاهی که نشان میدهد کار از جهت ساختاری و هنری در سطحی بالاتر دیده شده است. فضای فیلم خانوادگی و دروننگر است؛ اثری که حتی در سادگی روایت، دغدغههایی انسانی و اجتماعی را مطرح میکند و با تمرکز بر پیوندهای خانواده و تنهایی پایانی یک نسل، مخاطب را به سکوتی پرمعنا دعوت میکند.

اکبر عبدی در طول سالها نشان داده بود که چگونه میتواند در ترکیببندیهای جمعی یک فیلم، نقشهای مکمل را به نقطهی عاطفی تبدیل کند؛ بازیای که در آثار خانوادگی و اجتماعی بیش از همه به کار میآید. در «مادر» مصداق این نوع بازی را میتوان تصور کرد: حضوری که نهتنها طنز لحظهای تولید میکند بلکه با ظرافت، بخشهایی از روایت را انسانیتر و نزدیکتر میسازد. چنین حضورهایی از جمله ویژگیهایی هستند که باعث شدهاند بسیاری بهترین فیلم های اکبر عبدی را با همین ترکیب کمدی و عاطفی بشناسند.
فیلم سینمایی اخراجیها
اخراجیها، اثری که در سال 1385 توجه گستردهای را به خود جلب کرد، از جمله پدیدههای گیشه آن زمان بود و ثابت کرد که ترکیبی از طنز و روایت نسلهای متفاوت میتواند مخاطب وسیعی را جذب کند. این فیلم که توسط مسعود دهنمکی کارگردانی شد، در فضای جنگ و پساجنگ و با زبانی طنزآمیز به موضوعاتی پرداخت که برای تماشاگر ایرانی ملموس و آشنا بودند؛ روایتی که هم از منظر فرم و هم از نظر لحن، رنگی متفاوت به سینمای عامهپسند داد. این اثر بهعنوان نمونهای از سینمای پرمخاطب دهه 80، توانست ترکیب تیم بازیگری و گفتمان عمومی را در امتداد یک حرکت سینمایی قرار دهد که با اقبال فروش و بازتاب اجتماعی همراه شد.

نقشآفرینی اکبر عبدی در این فیلم، نمونهای از توان او در تبدیل تیپهای آشنا به شخصیتهایی با وجوه انسانی بود. او نقش «بایرام» را ایفا میکند؛ شخصیتی پرحرف و شوخطبع که در ظاهر ساده است اما در خدمت روایت، بار کمدی و احساسی زیادی را به دوش میکشد. تجربهی طولانی عبدی در عرصه طنز و بازیهای موقعیتی به او اجازه میداد تا از سطح یک تیپ صرف فراتر رود و ویژگیهای ریز و انسانی را به نقش اضافه کند. ترکیب شوخی و لحظات جدیتر عبدی در «اخراجیها» نمونهای است از اینکه چرا بسیاری این اثر را در فهرست بهترین فیلم های اکبر عبدی قرار میدهند؛ حضوری که نه تنها باعث خنده میشود بلکه به احساس جمعی و روایت فیلم عمقی قابللمس میبخشد.
فیلم اجارهنشینها
اجارهنشینها، ساخته داریوش مهرجویی محصول سال 1365، اثری است که با تمرکز بر زندگی ساکنان یک ساختمان فرسوده در حاشیه تهران، ترکیبی از کمدی و درام را عرضه میکند. فیلم با بازی هنرمندان برجستهای چون عزتالله انتظامی، حمیده خیرآبادی و اکبر عبدی، تصویری از تلاش و دردهای روزمره یک جمع شهری را ترسیم میکند که برای مخاطب ایرانی ملموس است. مسئله تعمیر محل زندگی و دشواریهای مرتبط با آن، بستر قصهای است که مهرجویی در آن به جنبههای انسانی و اجتماعی میپردازد؛ فضایی که هم ظرفیت کمدی موقعیت دارد و هم امکان پرداختن به وجوه جدی و انتقادی را فراهم میآورد. حضور بازیگران نامآشنا و ترکیب نقشها باعث شد این فیلم بهعنوان یک درس بازیگری و روایت اجتماعی در سینمای دهه شصت ثبت شود.

این فیلم برای اکبر عبدی حکم یک کلاس درس بازیگری را داشت؛ صحنههایی که او در کنار بزرگان سینما ایفا کرد و با تکیه بر توان بازیگری خود، نقشی بهیادماندنی خلق نمود. از جمله نکات قابل ذکر این است که در صحنهای که تلفن در دستان آقای قندی منفجر میشود از بدلکار استفاده نشده بود و اکبر عبدی در همان صحنه آسیب دید؛ کنشی که نشان میدهد این بازیگر چقدر خود را در معرض خطر و از خودگذشتگی قرار میدهد تا واقعیت صحنه حفظ شود. این نوع تعهد به اجرا، یکی از وجوهی است که بازی عبدی را در میان فیلم های اکبر او متمایز میکند؛ بازیای که به فرم اثر کمک میکند و همزمان صحنهها را اصیل و قابللمس میسازد.
سریال تلویزیونی باز مدرسم دیر شد
«باز مدرسم دیر شد» مجموعهای تلویزیونی برای گروه سنی کودکان و نوجوانان بود که در سال 1362 به کارگردانی حسین افصحی تولید شد و از شبکه دو سیما پخش گردید. این سریال با زبانی کودکانه و طنزآمیز طراحی شده بود تا ضمن ایجاد سرگرمی، مخاطبان جوان را با موقعیتها و درسهای اجتماعی آشنا کند. در فضای آثار کودکان آن دوره، چنین مجموعههایی نقش مهمی در شکلدهی به حافظه تصویری و فرهنگی نسلهای ابتدایی و نوجوان ایفا کردند و برای بسیاری از بینندگان نخستین مواجهه با تلویزیون را رقم زدند؛ «باز مدرسم دیر شد» نیز در همین جهت جایگاهی نمادین داشت و بهواسطه ترکیب موقعیتهای کمیک و پیامی آموزشی مخاطب کودک و خانواده را نشانه میگرفت.

اکبر عبدی در این مجموعه نقش محسن را ایفا کرد؛ شخصیتی که در حافظه مخاطبان کودکی آن نسل جای خود را باز کرد. جالب است بدانید که عبدی برای بازی در هر قسمت، 1000 تومان دستمزد دریافت میکرده است؛ عددی که خود روایتگر دورهای از سینما و تلویزیون است که بازیگری و تولید سریال هنوز در آستانه تبدیل به صنعت قرار داشت.
فیلم سینمایی ناصرالدینشاه آکتور سینما
ناصرالدینشاه آکتور سینما یکی از متفاوتترین آثار سینمای ایران به کارگردانی محسن مخملباف است که در سال 1370 با روایتی کمدی و فانتزی از تاریخ سینمای ایران ساخته شد. این فیلم با بازآفرینی صحنههایی از آثار جریانساز سینمای ایران، ادای دینی خلاقانه به تاریخ این هنر به شمار میرود و توانست نامزد دریافت جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در دهمین جشنواره فیلم فجر شود. همچنین، ناصرالدینشاه آکتور سینما در نظرسنجی منتقدان و نویسندگان ماهنامه سینمایی فیلم، به عنوان یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران انتخاب شده است و همچنان جایگاه ویژهای در میان آثار ماندگار سینمای ایران دارد.

اکبر عبدی در این فیلم نقش «ملیجک» را ایفا میکند؛ شخصیتی تاریخی که با وجود حضور نهچندان طولانی، به لطف بازی شیرین و پرانرژی او به یکی از چهرههای بهیادماندنی فیلم تبدیل شده است. عبدی با بهرهگیری از توانایی کمنظیر خود در اجرای نقشهای طنز و اغراقشده، ملیجک را به کاراکتری دوستداشتنی و هماهنگ با فضای هجوآمیز اثر تبدیل میکند. تسلط او بر زبان بدن، میمیک چهره و انتقال حس شوخطبعی، بار دیگر نشان میدهد که حتی در نقشهای فرعی نیز میتواند حضوری تأثیرگذار و ماندگار از خود به جا بگذارد.
فیلم سینمایی خوابم میآد
خوابم میآد فیلمی به کارگردانی رضا عطاران و نویسندگی احمد رفیعزاده است که در سال 1390 منتشر شد. این اثر، نخستین بار در سیامین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر نمایش داده شد و توانست جوایزی را برای سازندگان خود به همراه آورد، ازجمله کسب سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی فیلم اول برای کارگردان. پس از نمایش جشنوارهای، «خوابم میآد» از خرداد 1391 بهطور عمومی روی پرده رفت و با فروشی بالغ بر 2.5 میلیارد تومان در سطح کشور به دومین فیلم پرفروش سال تبدیل شد؛ آماری که نشان میدهد ترکیب فرم و محتوا، همراه با انتخاب بازیگران و لحن مناسب، توانسته است مخاطب گستردهای را به سینما بیاورد. فضای فیلم با تکیه بر فرم قصهگویی و پرداخت به موقعیتهای انسانی، به خلق موقعیتهایی طنزآمیز و در عین حال تاملبرانگیز میپردازد.

در این فیلم، اکبر عبدی نقش یک زن سالخورده را بازی میکند؛ انتخابی جسورانه که نشاندهنده تنوع نقشهایی است که او در طول دوران حرفهای خود پذیرفت. تحول جنسیتی در نقش، چالشی فنی و بازیگری است که نیازمند دقت در جسم، صدا و بیان است توان عبدی در پذیرفتن نقشهایی از این دست و تبدیل آنها به اجراهای قابلباور، یکی از دلایلی است که نام او در سینمای ایران به شکلی جاودانه و ماندگار مانده است. چنین انتخابهایی نشان میدهد او نهفقط بازیگری طنزپرداز، که هنرمندی انعطافپذیر و جسور بود.
فیلم سینمایی آدم برفی
«آدمبرفی» یکی از جنجالیترین آثار سینمای ایران به کارگردانی داوود میرباقری است که در سال 1373 ساخته شد. این فیلم که نخستین تجربه سینمایی میرباقری به شمار میرود، به دلیل موضوع متفاوت و جسورانهاش سه سال توقیف شد و سرانجام در سال 1376 به روی پرده رفت. آدمبرفی پس از اکران با استقبال گسترده مخاطبان روبهرو شد و عنوان پرفروشترین فیلم سال را به دست آورد. این اثر با جذب بیش از پنج میلیون مخاطب در طول دو سال اکران، به یکی از پربینندهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران تبدیل شد و همچنان از مهمترین آثار کمدی اجتماعی سینمای ایران به شمار میرود.

اکبر عبدی در «آدمبرفی» یکی از درخشانترین و جسورانهترین نقشآفرینیهای کارنامه هنری خود را به نمایش گذاشت. او در نقش «عباس خاکپور» و هویت زنانه «درنا»، مرز میان کمدی و تراژدی را به شکلی هنرمندانه در هم میآمیزد و شخصیتی باورپذیر و چندلایه خلق میکند. توانایی عبدی در تغییر لحن، زبان بدن و انتقال احساسات متضاد، باعث شده مخاطب در لحظهای به شخصیت او بخندد و در لحظهای دیگر با تنهایی و درماندگیاش همذاتپنداری کند. بازی او در این فیلم، تنها یک اجرای کمدی نیست، بلکه نمایشی از جسارت و بلوغ بازیگری هنرمندی است که توانست با شکستن کلیشههای رایج، یکی از ماندگارترین نقشهای تاریخ سینمای ایران را خلق کند.
نان، عشق و موتور 1000
«نان، عشق و موتور 1000» یکی از فیلمهای طنز و در عین حال دلگرمکنندهای است که در دهه 80 مخاطبان زیادی را با خود همراه کرد؛ فیلمی که داستان یک جوان ساده و صمیمی را روایت میکند و درگیر ماجراهای عاشقانه و خانوادگیاش میسازد. فضای اثر شاد و دیالوگمحور است و حضور بازیگران مطرح و نریشنهای موقعیتی، از جمله عوامل موفقیت آن به شمار میآیند.

نکتهای که در مورد این فیلم وجود دارد، نقش ویژه اکبر عبدی در موفقیت اثر است. او با بازی روان و دوستداشتنیاش توانست شخصیتی خلق کند که همراستا با فضای کمدی فیلم باشد و هم در برخی لحظات به نقطه عاطفی روایت کمک کند. بسیاری از صحنههای بهیادماندنی فیلم به بازی او گره خوردهاند؛ نشانی از آنکه عبدی نه تنها بهعنوان تامینکننده لحظات خنده، بلکه بهعنوان یکی از ارکان روایت و کشش فیلم عمل کرده است.
دزد عروسکها
«دزد عروسکها» یکی از خاطرهانگیزترین فیلمهای کودک و نوجوان سینمای ایران است که به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا هنرمند در سال 1368 ساخته شد. این اثر با فضایی فانتزی و داستانی جذاب، به سرعت به یکی از محبوبترین فیلمهای دهه شصت تبدیل شد و هنوز هم برای بسیاری از مخاطبان، یادآور روزهای شیرین کودکی است. «دزد عروسکها» را میتوان از مهمترین آثار سینمای کودک ایران دانست که با بهرهگیری از شخصیتپردازی خلاقانه و بازیهای ماندگار، توانست جایگاه ویژهای در حافظه جمعی چند نسل از مخاطبان پیدا کند.

اکبر عبدی در این فیلم با ایفای نقش «گنجو»، یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای کارنامه هنری خود را خلق کرد. او با استفاده هوشمندانه از میمیک چهره، تغییر صدا و بازی بدنی اغراقآمیز، شخصیتی را به تصویر میکشد که در عین شرارت، دوستداشتنی و خندهآور است. عبدی به خوبی توانست مرز میان یک ضدقهرمان فانتزی و کاراکتری جذاب برای کودکان و بزرگسالان را از میان بردارد و به «گنجو» هویتی ماندگار ببخشد. نقشآفرینی او در «دزد عروسکها» بار دیگر نشان داد که تواناییهای این بازیگر تنها به آثار کمدی محدود نمیشود و او میتواند با خلاقیت و تسلط مثالزدنی خود، به دنیای خیالانگیز سینمای کودک نیز جان ببخشد.
دلشدگان
«دلشدگان» یکی از ماندگارترین آثار علی حاتمی در سینمای ایران است که در سال 1370 با محوریت تاریخ موسیقی سنتی ایران ساخته شد. این فیلم که علی حاتمی وظیفه نویسندگی، کارگردانی، تهیهکنندگی و طراحی صحنه آن را بر عهده داشت، روایتگر سفر گروهی از موسیقیدانان ایرانی برای ضبط نخستین صفحات موسیقی در خارج از کشور است. «دلشدگان» با تلفیق موسیقی اصیل ایرانی، طراحی صحنه چشمنواز و شخصیتپردازیهای عمیق، به یکی از آثار شاخص سینمای ایران تبدیل شده و همچنان از مهمترین فیلمهای تاریخی و موسیقایی این سینما به شمار میرود.

اکبر عبدی در «دلشدگان» نقش «آقا فرج بوسلیکی» را ایفا میکند؛ شخصیتی سادهدل و عاشق موسیقی که با تلاش و پشتکار، مسیر دشوار رسیدن به آرزوهایش را طی میکند. عبدی در این نقش، تصویری باورپذیر و چندلایه از انسانی مشتاق و بلندپرواز ارائه میدهد و به زیبایی میان سادگی ذاتی شخصیت و تلاش او برای کسب جایگاهی در میان بزرگان موسیقی تعادل برقرار میکند. ظرافت بازی او در انتقال احساسات، زبان بدن متناسب با خاستگاه اجتماعی آقا فرج و نمایش عشق بیپایانش به موسیقی، این نقش را به یکی از درخشانترین اجراهای کارنامه هنری اکبر عبدی تبدیل کرده است؛ نقشی که بار دیگر توانایی او را در ایفای شخصیتهای متفاوت و ماندگار به نمایش میگذارد.
کلام آخر
اکبر عبدی برای سینما و تلویزیون ایران بیش از یک بازیگر بود؛ او نمادی از پیوستگی بین طنز و احساس، بین تیپ و انسانیت، و بین تماشاگر عام و زبان حرفهای بازیگری بود. در این مقاله، تلاش کردیم نگاهی به بهترین فیلم های اکبر ابدی داشته باشیم. در این لیست، هر اثر نشاندهنده بخشی از وسعت تواناییهای او و جایگاهش در سینمای ایران است.
تسلیت دوباره به خانواده، دوستان و میلیونها مخاطبی که با «آثار اکبر عبدی» خاطره ساختهاند. میراث او در قاب سینما و تلویزیون باقی خواهد ماند؛ در فیلمها و سریالهایی که بارها بازپخش میشوند و در صحنههایی که هنوز میتوانند لبخند یا تاملی عمیق بر گوشه لب مخاطب بنشانند.
شما با کدام نقش اکبر عبدی بیشتر خاطره دارید؟ اسم محبوبترین فیلمش از نظر خودتون رو برامون بنویسید.