کد خبر: 8761
پنجشنبه 29 شهریور 1403 - 12:08
پنجشنبه 29 شهریور 1403 - 12:08

کتاب صوتی/ برشی از دولت‌آباد با نگاهی به "باغ آلبالو" اثر آنتوان چخوف با گویندگی رویا میرعلمی

سوفیانیوز: کتاب گویا یا کتاب صوتی، متن کتابی است که توسط یک یا چند گوینده خوانده و به صورت ضبط شده درمی‌آید. آن می‌تواند به صورت نمایشنامه اجرا شود یا ممکن است با موسیقی یا جلوه‌های صوتی همراه باشد. در این ویدیو دولت آباد با نگاهی به باغ آلبالو اثر چخوف با گویندگی رویا میرعلمی را مشاهده فرمایید.

به گزارش پایگاه خبری سوفیانیوز، نمایشنامه باغ آلبالوآخرین اثر آنتوان چخوف پیش از مرگ زودهنگامش است. این نمایشنامه‌ در سال 1903 نوشته شد و برای اولین بار در سال 1904 در تئاتر هنری مسکو اجرا شد؛ کمی بعد در ماه ژوئیه چخوف در سن 44 سالگی از دنیا رفت. باغ آلبالو هیچ نقطه‌ی عطف یا هیجان شدیدی ندارد؛ همه‌چیز با ریتم زندگی عادی سپری می‌شود. داستان نمایشنامه هم کمدی و هم تراژدی است. هیچ‌کدام از کاراکترها بر دیگری برتری خاصی ندارد و حضور همه‌ی آن‌ها برای نمایشنامه الزامی است. لحظه‌ها به صورتی گذرا ثبت می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که یادآور شکل اصلی زندگی باشند. کاراکترها مدام در «آن‌»های گذرای زندگی‌شان غرق می‌شوند. «این‌ها همه ملهم از امپرسیونیسم است که مهد آن فرانسه بوده و چخوف نماینده‌ی اصلی این جریان در روسیه است.»

باغ آلبالو نیز مانند اکثر آثار چخوف لایه‌لایه است. در لایه‌ی ظاهری، اثر در چشم ما به عنوان اثری واقع‌گرا دیده می‌شود که می‌خواهد بخش یا بریده‌ای از یک زندگی را به ما نشان دهد؛ اما در لایه‌های زیرین آن نماد‌هایی دیده می‌شود که باغ آلبالو را بیشتر به نمادگرایی نزدیک می‌کند تا واقع‌گرایی. خود «باغ آلبالو» کارکردی نمادین دارد. بر اساس توصیف کاراکترها مساحت باغ آلبالو حدوداً 2500 هکتار است و این مساحت به‌قدری است که در حوالی آن هیچ باغ آلبالویی به این عظمت دیده نمی‌شود. این باغ عظیم‌ قطعاً محصول زیادی دارد؛ این‌که با این همه محصول و با این همه فروش باز هم کفاف زندگی مادام رانوسکی و ولخرجی‌هایش را نمی‌دهد، خود نمادی برای نشان دادن شدت ولخرجی او است. باغ برای خاطرات کاراکترها نیز کارکردی نمادین دارد. هرکس بنا به تصورات شخصی خود باغ را به یک شکل می‌بیند. برای رانوسکی باغ یادآور خاطرات خانواده‌اش است؛‌ به قدری که در جایی به اشتباه مادر فوت‌کرده‌اش را در باغ می‌بیند و بعد متوجه می‌شود که صرفاً یک درختِ پر از شکوفه را با مادرش اشتباه گرفته است.