نقش جالب بانوان دانشجو در تسخیر لانۀ جاسوسی آمریکا/ از حمل قیچی آهنبر تا نگهبانی و حفاظت از گروگانها

سوفیانیوز: در روند تسخیر سفارت آمریکا در آبان 1358، نزدیک 400 دانشجو در مرحله اول مشارکت داشتند. آمار دقیقی از حضور زنان برای تسخیر سفارت وجود ندارد، اما روایتی از فائزه مصلحی یکی از دانشجویان حاضر در این واقعه، سندی بر حضور تأثیرگذار بانوان در این جریان بوده است.
به گزارش پایگاه خبری سوفیانیوز، خانم فائزه مصلحی یکی از دانشجویان حاضر در حرکت تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در آبان 58 روایت خود از این واقعه را بیان کرده است. تبیین نوع نگاه مردم به حضور استعماری آمریکاییها در ایران و همچنین نوع فعالیتها و اقدامات دانشجویان خانمِ حاضر در این ماجرا از نکات خواندنی این گفتگو است.
نقش زنان و دختران دانشجو در قضیهی تسخیر لانهی جاسوسی چه بود؟ خانمها در این ماجرا چه فعالیتهایی و اقداماتی داشتند؟
چه در اقداماتی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد و چه در این انقلاب دوم به تعبیر امام خمینی(ره)، یعنی تسخیر لانه جاسوسی، در هر دو انقلاب زنان دوشادوش مردان حضور داشتند و این حضور زنان یک حضور نمادین هم نبود؛ کاملاً یک حضور واقعی بود. این حضور خانمها باعث میشد آقایان جدیتر در صحنهی مبارزه حاضر باشند. ضمن اینکه خانمها وقتی وارد مبارزه میشدند، همسر و برادر و فرزندانشان را نیز وارد عرصه میکردند. حضور دختران دانشجو در تسخیر لانهی جاسوسی هم به همین گونه بود. یعنی نشان میداد همهی اقشار دانشجویان به نمایندگی از همهی اقشار جامعه چه زنان، چه مردان در این نقشآفرینی حضور دارند. از طرفی این قضیه جنسیتی نبود؛ یک قضیهای بود که هر زن و مرد آزادهای میتوانست در این حرکت شرکت کند، البته دانشجو، چون این حرکت یک حرکت دانشجویی و در حقیقت آزادیخواهانهای بود.
یکی از نقشهای اصلی خانمهای دانشجو، شرکت در عملیات تسخیر بود. در روز تسخیر لانهی جاسوسی یک قیچی خیلی بزرگ آهنبر تهیه شده بود که حمل آن به یکی از خواهران چادری سپرده شده بود که پنهانی این را بیاورند تا جلوی لانه تا آن زنجیر درب اصلی را با آن باز کنند و داخل سفارت بروند. نکتهی دیگر اینکه ما خبر داشتیم که تعدادی از خانمها در لانهی جاسوسی یا کارمند محلی یا دیپلمات هستند، بنابراین حضور خانمها خیلی ضروری به نظر میرسید. خب یکی دیگر از نقشها و مسئولیتهای دختران دانشجوی خط امام(ره) در تسخیر لانهی جاسوسی، حفاظت از دو خانم گروگانی بود که در لانه حضور داشتند. حفاظت از اینها بر عهدهی دخترخانمهای دانشجوی حاضر در داخل لانه بود.
یک کار دیگر ترجمه بود که بخشی از آن به عهدهی خانمها بود. در بازیابی اسناد هم که نیاز به حوصلهی خیلی زیادی داشت، خانمها به طور جدی مشارکت کردند. حتی پاس دادن و نگهبانی در داخل خود لانهی جاسوسی هم تقسیم شده بود بین خانمها و آقایان و خانمها در این قضیه هم مشارکت داشتند. در حقیقت میتوان گفت که بخش قابل توجهی از فعالیتها توسط خانمها انجام میشد و حضور خانمها در آن بخشها واقعاً لازم و ضروری بود. یعنی حضور خانمها یک حضور ویترینی نبود و مفصل کار میکردند. خانمهای حاضر در لانه از صبح زود که بلند میشدند، مشغول کار بودند تا پاسی از شب و تازه شب که میشد، به نوبت باید نگهبانی و پاس میدادند و نگهبانی از مناطقی از لانهی جاسوسی بر عهدهی خانمها بود.
من در لانهی جاسوسی در بخش تبلیغات فعالیت میکردم. دانشجویان یک نمایشگاهی را ترتیب داده بودند که سیر تسخیر لانهی جاسوسی و افشاگری فعالیتهای نامشروع و خلاف عرف دیپلماتیک آمریکا در ایران را نمایش میداد. مجموعهی عکسهای این نمایشگاه در اختیار واحد تبلیغات بود و پوسترهای بزرگ و تراکتهای کوچکی چاپ شده بود که توزیع میشد و نیز جلسات پرسش و پاسخ که برگزار میشد. محل استقرار من در چادر تبلیغات و در کنار درب اصلی جاسوسخانهی آمریکا در خیابان طالقانی بود. در آن چادر ما تا حدود دوازده شب این اقلام تبلیغاتی را به مراجعین میدادیم و پرسشهای آنها را پاسخ میگفتیم.