(ویدئو) حنجرهای که در بم جا ماند؛ واکاوی میراث معنوی ایرج بسطامی و ترانه جاودان «گلپونهها»
سوفیانیوز: ایرج بسطامی و تصنیف گلپونهها، نمادی از اصالت و سوز موسیقی سنتی ایران هستند. در این گزارش به بررسی جایگاه هنری شاگرد ممتاز شجریان و داستان خلق قطعه ماندگار «گلپونهها» پرداختهایم؛ صدایی که در فاجعه زلزله بم خاموش شد اما طنین آن در حافظه تاریخی یک ملت، ابدی گشت. مروری بر زندگی و آثار حنجره سوخته کویر.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، برخی صداها فراتر از یک ملودی ساده، به شناسنامه یک دوران تبدیل میشوند. ایرج بسطامی، فرزند نجیب کویر، از جمله هنرمندانی بود که با صدایی از جنس بلور و حنجرهای سرشار از بغضهای فروخورده، جانی تازه به موسیقی سنتی ایران بخشید. او که شاگرد برجسته خسرو آواز ایران بود، توانست با تلفیق تکنیک بالا و احساسی ناب، آثاری خلق کند که با گذشت سالها از فاجعه زلزله بم، هنوز هم ورد زبانهاست.
گلپونهها؛ مرثیهای برای تنهایی
تصنیف «گلپونهها» با شعری از هما میرافشار و آهنگسازی حسین پیرنیا، نقطه عطف کارنامه هنری بسطامی است. این اثر که در آلبومی به همین نام منتشر شد، فراتر از یک قطعه عاشقانه، به نمادی از «غربت» و «انتظار» بدل گشت. وسعت صدای بسطامی در اجرای اوجهای این قطعه، چنان لرزهای بر اندام شنونده میاندازد که گویی صدای استغاثهی زمین برای گلی وحشی است.
بسطامی هنرمندی بود که شهرت را فدای اصالت نکرد. او در اوج توانمندی، سادگی و قناعت را برگزید و در نهایت، در سپیدهدم 5 دیماه 1382، همراه با ارگ تاریخی بم، به جاودانگی پیوست. امروز اگرچه او در میان ما نیست، اما هر بار که نوای «گلپونههای وحشی دشت امیدم، وقت سحر شد» به گوش میرسد، گویی روح او در کالبد موسیقی ایران دوباره زنده میشود.