(ویدئو) حکایت شنیدنی از درس بزرگی که شیخ بهایی به طلبه ناامید از علمآموزی داد
سوفیانیوز: داستان تکاندهنده طلبهای که از بیپولی در مسیر علم به ستوه آمده بود و درس بزرگ شیخ بهایی که با یک تکه سنگ، تمام باورهای او را دگرگون کرد. وقتی نانوا و علوفهفروش قدر سنگ را ندانستند، شیخ او را به بازار زرگران فرستاد تا ثابت کند هر چیزی خریدار خودش را دارد. درایتی بینظیر از حکیمی که علم را برتر از نان میدید.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، داستان از جایی شروع میشود که طلبهای جوان، دلزده از سختیهای مسیر علم و دانش، نزد حکیم فرزانه، شیخ بهایی میرود و لب به شکایت میگشاید که این راه "آب و نان" ندارد. شیخ بدون هیچ بحثی، سنگی را به او میدهد و از او میخواهد ابتدا برای خرید نان و سپس برای تهیه علوفه آن را به بازار ببرد. اما در کمال ناباوری، نانوا و علوفهفروش نهتنها سنگ را نمیپذیرند، بلکه با تمسخر و تندی طلبه را از خود میرانند. اینجاست که شیخ او را به بازار زرگران میفرستد؛ جایی که ارزش واقعی آن تکه سنگ نمایان شده و تمام معادلات ذهنی طلبه جوان را به هم میریزد.
این ویدیو بهخوبی نشان میدهد که چگونه دانش و معرفت در نگاه نااهلان بیارزش جلوه میکند، اما در محضر متخصصان، قیمتی فراتر از تصور دارد. حکیم شیخ بهایی با تکیه بر علم بیکران و جهانبینی عمیق خود، به این جوان آموخت که اگر کسی قدر علم را نمیداند، مشکل از بیارزشیِ دانش نیست، بلکه از نابلدیِ خریدار است. شیخ بهایی که خود در ریاضیات، معماری و نجوم سرآمد عصر خویش بود، با این تدبیر هوشمندانه ثابت کرد که علم و دانش نه تنها سرمایهای معنوی، بلکه بزرگترین قدرت در دست صاحباش است، به شرط آنکه در جایگاه درست خود عرضه شود.