کد خبر: 28333
شنبه 3 مرداد 1405 - 10:23
شنبه 3 مرداد 1405 - 10:23

راز مگو‌ی اکبر عبدی از دویدن‌های بی‌امان؛ حقیقت تلخی که مهران مدیری از زندگی بازیگر پیشکسوت فاش کرد + ویدئو

سوفیانیوز: گاهی اوقات، مردی که سال‌ها ما را با لبخند خندانده است، پشت نقاب طنز از بهای سنگین «آسایش» می‌گوید. ویدیوی حضور زنده‌یاد اکبر عبدی در «دورهمی» با اجرای مهران مدیری، روایتگر این پرسش تلخ است: آیا دویدن‌های بی‌امان برای ثروت، ارزش از دست رفتن سلامتی و جوانی را دارد؟

به گزارش سرویس موفقیت پایگاه خبری سوفیانیوز، برنامه‌ی «دورهمی» گاهی از بستر یک شوخی و گفتگوی ساده‌ی تلویزیونی فراتر رفته و به تریبونی برای بازگویی عمیق‌ترین دغدغه‌های انسانی تبدیل می‌شود. حضور زنده‌یاد اکبر عبدی، چهره‌ی تکرارنشدنی سینما و تلویزیون ایران در روبه‌روی مهران مدیری، یکی از همین لحظات ناب بود. در این ویدیوی کوتاه، طرح یک سوال ساده از سوی مجری («اگر برگردید به 20 سالگی، چه کارهایی نمی‌کنید؟»)، جرقه‌ای می‌شود برای ورود به دنیای پُر از راز، رنج و تجربه‌ی مردی که سال‌ها با هنر خود ما را خنداند، اما در پسِ این چهره‌ی طناز، حقیقتی تلخ و گزنده از بهای سنگین زیستن را روایت می‌کند.

ویدیو با لحن جدی و عمیق مهران مدیری آغاز می‌شود؛ جایی که او از اکبر عبدی می‌خواهد به گذشته سفر کند و مسیر رفته را بازبینی نماید. پاسخ اکبر عبدی اما دور از انتظار است؛ او از دو، سه و حتی چهار کار هم‌زمان در جوانی می‌گوید؛ از دویدن‌های بی‌امان، کار کردن‌های طاقت‌فرسا و تلاش برای رسیدن به رفاه مادی در کوتاه‌ترین زمان ممکن. او با صداقتی بی‌نظیر اعتراف می‌کند که هدفش فراهم کردن آسایش برای خود و خانواده‌اش، داشتن خانه‌ و زندگی‌ای مرفه بوده است.

اما این روایتِ تلاش و پشتکار، ناگهان چرخشی فلسفی و دردناک به خود می‌گیرد. مدیری با پرسشی کلیدی مسیر گفتگو را عمیق‌تر می‌کند: «ولی به چه قیمت؟»

عبدی در پاسخ، با کلامی ساده، به بزرگ‌ترین خطای انسانی در مسیر مدرنیته و ثروت‌اندوزی اشاره می‌کند؛ اینکه آدم خودش را در این مسیر «بکشد». او این حقیقت تلخ را عیان می‌کند که تلاش شبانه‌روزی بشر برای به دست آوردن پول بیشتر، خریدن خانه‌های بزرگ‌تر و ماشین‌های لوکس‌تر، چه زمانی بی‌معنا و پوچ می‌شود؛ درست در نقطه‌ای که سلامت انسان رو به افول می‌رود و پزشک، او را به «فقط نون و ماست» محدود می‌کند. طنز تلخ ماجرا آنجاست که انسان تمام عمر می‌دود تا بهترین امکانات را فراهم کند، اما دقیقاً زمانی که باید از آن‌ها لذت ببرد، بیماری و کهولتِ ناشی از فرسودگی، همه‌ی آن دارایی‌ها را تعطیل و بی‌رنگ می‌کند.

این گفتگو فراتر از یک مصاحبه‌ی ساده‌ی تلویزیونی، تمثیلی است از تراژدی انسان مدرن؛ انسانی که جوانی، سلامتی و آرامش درون خود را با آرزوی رسیدن به قله‌های مادی معامله می‌کند و در نهایت درمی‌یابد که ثروتِ واقعی، نه در متراژ خانه و مدل ماشین، بلکه در سلامتی، آرامش ذهن و توانایی لذت بردن از ساده‌ترین لحظات زندگی نهفته است. زنده‌یاد اکبر عبدی با این سخنان، آینه‌ای شد در برابر همه‌ی ما تا پیش از آنکه دیر شود و پزشک حکم به «نون و ماست» بدهد، از خود بپرسیم: به چه قیمتی داریم می‌دویم؟

درباره اکبر عبدی بیشتر بدانید

اکبر عبدی آقاباقر (زادهٔ 4 شهریور 1339 در تهران) بازیگر برجسته و سرشناس ایرانی است که به خاطر تنوع بی‌نظیر در نقش‌آفرینی‌ها و بازی در آثار کمدی به شهرت فراوانی دست یافته و دارندهٔ نشان درجه یک فرهنگ و هنر است. او فعالیت هنری خود را از اواخر دهه 1350 آغاز کرد و با مجموعه تلویزیونی «باز مدرسم دیر شد» (1362) به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد. عبدی در سال 1363 با فیلم «جنجال بزرگ» وارد سینما شد و با درخشش در فیلم‌های ماندگاری چون «اجاره‌نشین‌ها»، «ای ایران»، «هنرپیشه» و «آدم‌برفی» (در نقش یک زن) قابلیت‌های منحصربه‌فرد خود را به رخ کشید. او برای بازی در نقش یک معلول در فیلم «مادر» (1368) و ایفای نقش یک زن در فیلم «خوابم می‌آد» (1390)، دو بار برندهٔ جایزهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از جشنواره فیلم فجر شده است.

این هنرمند اصالتاً اهل اردبیل، در طول بیش از چهار دهه فعالیت مستمر، علاوه بر حضور درخشان در سینما و تلویزیون، در آثار شبکه نمایش خانگی مانند «شاهگوش» و «جوکر» نیز حضور داشته است. او در دوران حرفه‌ای خود با چالش‌ها و حواشی مختلفی از جمله گلایه از دستمزدها، شایعه مهاجرت به ترکیه پس از خرید خانه در آلانیا (که بعداً تکذیب شد) و اظهارات جنجالی در یک برنامه زنده تلویزیونی مواجه بوده است. اکبر عبدی در طول سال‌ها با کارگردانان بزرگی نظیر علی حاتمی، داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی همکاری کرده و به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار و نمادهای بازیگری کمدی در سینمای پس از انقلاب ایران شناخته می‌شود.

نظر شما چیه؟ به نظرتون دویدن دنبال پول و آرزوها ارزششو داره که سلامتی و جوانیمون رو براش قربانی کنیم؟