کد خبر: 27692
شنبه 16 خرداد 1405 - 16:00
شنبه 16 خرداد 1405 - 16:00

اگر درد یک خداحافظی ناگهانی را چشیده‌اید، این شعر عبدالجبار کاکایی قلبتان را لمس می‌کند / داستان تلخ یک جدایی بی‌خبر + فیلم

سوفیانیوز: زمان با هم بودن همیشه کوتاه‌تر از آن است که فکرش را می‌کنیم؛ دنیا حسودتر از آن است که بگذارد این رویای شیرین طولانی شود. عبدالجبار کاکایی در این شعر، دست روی عمیق‌ترین حسرت قلب‌های عاشق می‌گذارد: خط باریک میان یک لبخند تا خداحافظی ناگهانی، که فقط به اندازه یک پلک زدن طول می‌کشد.

به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، شعر زیر از حسرتِ عشق، کوتاهیِ زمان و تلخیِ زندگی در روزگاری دشوار سخن می‌گوید. شاعر از لحظه‌های اندکِ با معشوق بودن می‌گوید و زمان را چنان توصیف می‌کند که گویی به این باهم‌بودن حسادت می‌کند و اجازه نمی‌دهد این لحظات دوام بیاورند. فضای شعر آکنده از اندوه، ناامیدی و اخبار ناگوار است؛ جایی که «مرگ» و تلخی‌های جهان بر زندگی سایه انداخته‌اند و حتی شادی‌ها و امیدها کم‌رنگ شده‌اند. با این حال، شاعر هنوز به «سایه‌ای از عشق» دل بسته است؛ عشقی که هم مایه‌ی رنج و هم سرچشمه‌ی زندگی اوست. در پایان، او با حسرت از جدایی و ناکامی در رسیدن به آرزوهای مشترک می‌پرسد که آیا تقدیر، دنیا یا کوتاهی خودشان باعث شده است سرنوشتشان به این نقطه برسد؛ پرسشی که نشان‌دهنده‌ی دلتنگی عمیق و نارضایتی از آنچه بر عشقشان گذشته است.

ساعت برای با تو نشستن حسود بود

این روزها به هرچه گذشتم کبود بود
هر سایه ای که دست تکان داد، دود بود
این روزها ادامه ی نان و پنیر و چای
اخبار منفجر شده ی صبح زود بود
جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیست
محبوب من چقدر جهان بی وجود بود!
ما همچنان به سایه ای از عشق دلخوشیم
عشقی که زخم و زندگی اش تار و پود بود
پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسید
ساعت برای با تو نشستن حسود بود
دنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟
با من بگو قرار من این ها نبود! بود؟!

شاعر : عبدالجبار کاکایی

بیوگرافی عبدالجبار کاکایی

عبدالجبار کاکایی 15 شهریور 1342 در ایلام به دنیا آمد و همان ابتدای تولد به همراه خانواده خود در عراق سکونت گزید و هنگامی که یک سال و نیم بیشتر نداشت با خیل رانده شدگان به ایران بازگشت. دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاه خود گذراند. شاعر شدن کاکایی به روایت خودش از پانزده سالگی آغاز شد.

او در سال 1360 دیپلم اقتصاد گرفت. در سال 1361 به تهران آمد و تحصیلات خود را تا مقطع کاردانی زبان و ادبیات فارسی در دانشسرای تربیت معلم ادامه داد. او در سال 1364 وارد دانشگاه شهید بهشتی تهران شد و در سال 1368 به دریافت مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی نایل آمد. سپس به منظور ادامه تحصیل در سال 1371 به جمع دانشجویان دانشگاه آزاد مرکز تهران پیوست و در سال 1373 مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی را دریافت کرد.

این ویدیوی پر از احساس را تماشا کنید و در بخش دیدگاه نظرتان درباره این شعر برایمان بنویسید؛ آیا شما هم تا به حال طعم تلخ یک خداحافظی ناگهانی را چشیده‌اید؟