نیم نگاهی به ویترین وقاحت؛ منزجرکنندهترین کلکسیون جواهرات فرح که از سفره محرومان ربوده شد! + تصاویر
سوفیانیوز: مروری بر کلکسیون جواهرات فرح پهلوی، ویترینی از خیانت و اشرافیت کثیفی است که بر تلی از فقر و گرسنگی مردم ایران بنا شد. هر تکه از این سنگهای قیمتی، نشانی از سوءاستفاده بیشرمانه خاندان پهلوی از اموال عمومی و خزانه ملی دارد؛ ثروتی که حق مسلم کارگران و رنجدیدگان بود اما صرف خودنماییهای متکبرانه در دربار شد.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، جواهرات ملی ایران، که قرنهاست به عنوان نمادی از شکوه تاریخی این سرزمین شناخته میشوند، در دوران پهلوی به ابزاری برای نمایش تجملات بیحدوحصر و سوءاستفاده از ثروت عمومی تبدیل شدند. در حالی که توده مردم با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکردند، این خاندان با تاراج حقالناس، مجموعهای از گرانبهاترین سنگهای قیمتی را برای مصارف شخصی و خودنماییهای درباری به انحصار خود درآوردند.
تاج مخصوص فرح پهلوی؛ نماد اشرافیگری فرانسوی با بودجه عمومی
تاج مخصوص فرح پهلوی (با ارزش تخمینی بیش از 25 میلیون دلار)، نماد بارز وقاحت و دستدرازی به بیتالمال است. این تاج که با بیش از 1469 قطعه الماس و دهها زمرد و یاقوت تزئین شده، در حالی بر سر او نشست که بسیاری از مردم ایران در ابتداییترین نیازهای زندگی خود درمانده بودند. تماشای این حجم از زرقوبرق که با پول نفت و از جیب محرومان تأمین شده، تنها حس انزجار را نسبت به زنی برمیانگیزد که فقر ملت را نادیده گرفت تا در میان سنگهای سرد و گرانقیمت، ادای شکوه و جلال درآورد.

سرویس فیروزه و الماس
سرویس فیروزه و الماس فرح پهلوی (با ارزش تخمینی حدود 3 تا 5 میلیون دلار) نیز بخشی دیگر از این نمایش تهوعآور اشرافیت است. این زن که مدعی فرهنگدوستی بود، در واقع بزرگترین شریک جرم در غارت سرمایههای ملی به شمار میرفت. هر جرقه الماس در این سرویس، فریاد مظلومیت مردمی است که سرمایههایشان توسط دیکتاتوری پهلوی بلعیده شد. این حجم از طلا و سنگهای قیمتی که فرح با خود به یغما برد، گواهی بر این حقیقت است که برای این خاندان، ایران تنها یک بانک شخصی برای تأمین زندگیهای افسانهای و پرزرقوبرقشان در اروپا و آمریکا بود.

گردنبند زمرد و الماس
گردنبند زمرد و الماس فرح(با ارزش تخمینی حدود 5 تا 10 میلیون دلار)، ویترینی از سنگدلی و بیتفاوتی نسبت به رنج مردم است. زمردهای درشت و خیرهکنندهای که در این گردنبند به کار رفته، هر کدام میتوانست هزینه ساخت چندین مدرسه یا بیمارستان در مناطق دورافتاده ایران باشد. پوشیدن چنین زیورآلات سنگینی توسط فرح، نه یک انتخاب هنری، بلکه یک توهین آشکار به مردمی بود که نان شب نداشتند. این جواهرات، به جای آنکه مایه افتخار باشند، اسناد زنده سوءاستفاده از قدرت و دزدیهای کلانی هستند که خاندان پهلوی از اموال عمومی مرتکب شدند.

نیمتاج «نورالعین»
نیمتاج «نورالعین» (با ارزش تخمینی حدود 10 تا 20 میلیون دلار) با آن الماس صورتی کمیاب، لکه ننگ دیگری بر کارنامه غارتگریهای این خاندان است. این قطعه که از گنجینه ملی ایران ربوده شد تا زینتبخش پیشانی فرح باشد، یادآور عمق خیانت پهلویها به میراث ملی است. در حالی که دهقانان ایرانی زیر بار ظلم و نداری کمر خم کرده بودند، این الماسهای خونین با هزینههای گزاف طراحی و ساخته میشدند تا عطش بیپایان فرح برای تجملگرایی بیمارگونه را سیراب کنند؛ ثروتی که متعلق به تاریخ یک ملت بود، اما به اسباببازی یک خانواده فاسد تبدیل شد.
