عصر حجر؛ از دل تاریخ ایران یا ذهنیت آمریکایی؟
سوفیانیوز: در برابر ایران ریشهدار، تهدید ترامپ چیزی جز یک ادعای پوشالی و احمقانه نیست.
به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، ترامپ در حالی از «بازگرداندن ایران به عصر حجر» سخن میگوید که خود، نماینده کشوری است با کمتر از سه قرن قدمت؛ کشوری که در مقایسه با تاریخ چند هزار ساله ایران، هنوز در ابتدای مسیر هویتیابی تاریخی قرار دارد. این مقایسه، پیش از آنکه ایران را کوچک کند، بزرگی ادعا و کوچکی شناخت گوینده را آشکار میکند.
ایران، سرزمینی است که قرنها پیش از شکلگیری بسیاری از قدرتهای امروزی، تمدن، فرهنگ و دانش را تجربه کرده است. کشوری که حمله دیده، ویرانی دیده، اما هر بار از دل همان بحرانها دوباره ایستاده است. چنین تاریخی را نمیتوان با یک جمله تهدیدآمیز به عقب راند.
در این سرزمین مسیر تاریخی در جایجای آن قابل مشاهده است؛ از آثار کهن و ماندگاری که قدمت برخی از آنها به بیش از هزار سال میرسد. بناهایی چون مسجد جامع اصفهان با لایههای تاریخی مربوط به قرون اولیه اسلامی، یا گنبد قابوس در استان گلستان که از برجستهترین نمونههای معماری قرن چهارم هجری است، تنها بخشی از این میراث هستند. همچنین مجموعههایی مانند ارگ بم که ریشههای آن به بیش از یک هزار سال پیش بازمیگردد، نشان میدهد که تمدن در این سرزمین نه یک ادعا، بلکه یک استمرار تاریخی زنده است؛ تمدنی که در طول قرنها شکل گرفته، آسیب دیده، اما هر بار دوباره بازسازی و احیا شده است.

از سوی دیگر، کارنامه سیاسی آمریکا که ترامپ نیز بخشی از آن است پر از مداخلات نظامی، جنگها و بیثباتسازیهایی است که در نقاط مختلف جهان برجای ماندهاند. این واقعیت، ادعای «تمدنسازی» را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد که زبان تهدید و مزورانه همچنان بخشی از رویکرد سیاست خارجی این کشور است.
البته که در همین چارچوب، پروندههایی مانند ماجرای اپستین نیز، شکاف میان ادعاهای اخلاقی و واقعیتهای پنهان را عیان کردهاند؛ شکافی که باعث میشود چنین اظهارنظرهایی بیش از پیش زیر ذرهبین قرار بگیرند.
تهدید ترامپ دیوانه، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نوعی ادبیات سیاسی مبتنی بر تحقیر دیگران است؛ که همینه ریخته شده خودش را جمع کند، ادبیاتی که بارها از سوی او تکرار شده و هدفش، ساختن تصویری اغراقآمیز از قدرت پوشالیاش است. اما در برابر ملتی با پیشینهای عمیق، این جملات نه ترس ایجاد میکند و نه واقعیت را تغییر میدهد.

در هر صورت پاسخ روشنتر از آن است که به جدل نیاز داشته باشد: ایران، سرزمینی است ریشهدار در تاریخ، با تمدنی که قرنها پیش از شکلگیری بسیاری از قدرتهای امروز، فرهنگ، دانش و هویت آفریده است. این خاک، بارها از دل بحرانها و ویرانیها عبور کرده و هر بار، استوارتر از پیش قد کشیده است. تمدن، با عمق و ماندگاریاش سنجیده میشود، نه با هیاهوی تهدیدهای پوشالی و «ایران»، نامی است که با همین ماندگاری معنا پیدا میکند.