کد خبر: 25764
شنبه 15 فروردین 1405 - 16:46
شنبه 15 فروردین 1405 - 16:46

روایت دختری که قهرمانش را از دست داد؛ سکوتی پر از بغض

سوفیانیوز: بالای سر پدرم نشسته بودم، دستش را لمس کردم و گفتم:«پدرم یک قهرمان است… حالا پیش خدا خوابیده » چشمانم پر از اشک شد، اما قلبم آرام بود. او همیشه برایم قهرمان خواهد ماند، حتی وقتی نمی‌توانم او را در آغوش بگیرم.