کد خبر: 28518
چهارشنبه 14 مرداد 1405 - 10:05
چهارشنبه 14 مرداد 1405 - 10:05

بعد از 31 سال، «داستان اسباب‌بازی» مهم‌ترین دغدغه امروز کودکان را هدف گرفت

بعد از 31 سال، «داستان اسباب‌بازی» مهم‌ترین دغدغه امروز کودکان را هدف گرفت

سوفیانیوز: 31 سال پس از تولد «داستان اسباب‌بازی»، کلانتر وودی این بار نه با یک عروسک رقیب، بلکه با دنیای دیجیتال روبه‌رو شده است. جدیدترین قسمت این مجموعه، با روایت تقابل اسباب‌بازی‌ها و صفحه‌نمایش‌ها، از مهم‌ترین چالش کودکی امروز می‌گوید؛ نبردی بر سر تخیل، هویت و معنای واقعی بازی.

به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری سوفیانیوز، «داستان اسباب‌بازی» از همان نخستین قسمت، تنها یک انیمیشن درباره اسباب‌بازی‌ها نبود؛ روایتی بود از جان‌بخشی به یکی از قدیمی‌ترین خیال‌های کودکی. 31 سال پیش، وقتی اولین قسمت آن اکران شد، این ایده که اسباب‌بازی‌ها در غیاب انسان‌ها زندگی می‌کنند، حرف می‌زنند و تصمیم می‌گیرند، برای میلیون‌ها کودک به واقعیتی سینمایی تبدیل شد. موفقیت مجموعه نیز دقیقاً از همین‌جا آغاز شد؛ از تبدیل یک رؤیای مشترک به جهانی باورپذیر.

اما آنچه این مجموعه را ماندگار کرده، صرفاً شخصیت‌هایی مانند وودی، باز لایت‌یر یا جسی نیست؛ بلکه توانایی آن در همگام شدن با دغدغه‌های هر نسل است. اگر در قسمت‌های نخست، تعارض اصلی میان اسباب‌بازی‌های قدیمی و جدید یا رقابت بر سر جلب توجه اندی بود، اکنون میدان نبرد تغییر کرده است. دیگر مسئله، رقابت میان دو عروسک نیست؛ بلکه تقابل دو زیست‌جهان است؛ دنیای ملموس اسباب‌بازی‌ها در برابر جهان سرد و بی‌وقفه فناوری‌های دیجیتال.

این تغییر سوژه، اتفاقی نیست. «داستان اسباب‌بازی» تلاش می‌کند یکی از مهم‌ترین چالش‌های تربیتی امروز را به زبان کودکانه روایت کند؛ نسلی که بیش از آنکه با اسباب‌بازی‌هایش خاطره بسازد، با صفحه‌نمایش‌ها بزرگ می‌شود. فیلم، بدون آنکه فناوری را به‌طور مطلق نفی کند، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا ابزارهای دیجیتال توانسته‌اند جای تخیل، تعامل و تجربه زیسته کودکی را بگیرند یا تنها شکل آن را تغییر داده‌اند؟

روایت، این پرسش را از دو منظر دنبال می‌کند. نخست، خانواده‌ای که از سر نگرانی یا حتی با نیت خیر، تصور می‌کند سپردن یک ابزار دیجیتال به فرزندش می‌تواند او را برای جهان امروز آماده‌تر کند. دوم، خود کودک که آرام‌آرام درگیر پیامدهای این انتخاب می‌شود؛ کاهش ارتباط با محیط، درون‌گرایی، وابستگی، تضعیف استقلال فردی و شکل‌گیری هویتی که بیش از آنکه در تجربه‌های واقعی ساخته شود، در تعامل با یک صفحه‌نمایش شکل می‌گیرد.

نکته مهم فیلم اینجاست که قضاوتی شعاری ارائه نمی‌دهد. فناوری را به‌عنوان «دشمن» معرفی نمی‌کند، بلکه نسبت به سلطه آن بر کودکی هشدار می‌دهد. پیام فیلم این نیست که ابزارهای دیجیتال ذاتاً مخرب‌اند؛ بلکه می‌گوید اگر این ابزارها جای بازی، تخیل، دوستی و تجربه‌های واقعی را بگیرند، کودک بخشی از مهم‌ترین سرمایه دوران رشد خود را از دست خواهد داد.

به همین دلیل، پیروزی نهایی عروسک‌ها تنها یک پایان خوش برای داستان نیست؛ بلکه یک موضع‌گیری نمادین است. عروسک‌ها در اینجا نماینده جهانی هستند که کودک در آن خیال‌پردازی می‌کند، نقش می‌پذیرد، شکست می‌خورد، دوباره می‌ایستد و هویت خود را می‌سازد؛ جهانی که هیچ نمایشگر و هیچ الگوریتمی هنوز نتوانسته جای آن را بگیرد.

شاید مهم‌ترین ویژگی «داستان اسباب‌بازی» همین باشد که پس از سه دهه، همچنان از دل دغدغه‌های کودکان سخن می‌گوید؛ اما این بار بیش از آنکه مخاطبش کودکان باشند، والدینی هستند که باید میان آسودگی ناشی از سپردن فرزند به یک ابزار دیجیتال و سختیِ زنده نگه داشتن دنیای بازی، خیال و تعامل واقعی، یکی را انتخاب کنند.

خلاصه داستان هم اینطور است که در «داستان اسباب‌بازی 5»، وودی، باز لایت‌یر، جسی و دیگر اسباب‌بازی‌ها با بزرگ‌ترین رقیب خود روبه‌رو می‌شوند؛ نه یک اسباب‌بازی جدید، بلکه یک تبلت هوشمند به نام «لیلی‌پد» که توجه بانی را کاملاً به خود جلب کرده است. با کم‌رنگ شدن دنیای بازی و خیال، اسباب‌بازی‌ها تلاش می‌کنند بانی را دوباره به لذت بازی واقعی بازگردانند.

فیلم، در قالب ماجراجویی‌های همیشگی این شخصیت‌ها، تقابل میان اسباب‌بازی‌های سنتی و فناوری‌های دیجیتال را روایت می‌کند و در نهایت این پیام را می‌دهد که فناوری باید در خدمت کودکی باشد، نه جایگزین تخیل، دوستی و تجربه‌های واقعی آن.