گنجینه اشعار عاشقانه محمدرضا شفیعی کدکنی؛بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت که موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد...حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی❤
طوطیانیوز:استاد شفیعی کدکنی یکی از شاعران بزرگ ایرانی است که در میان ادبیات دوستان، یک گنجینه ملی به حساب میآید.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، محمدرضا شفیعی کدکنی در روستای کدکن تربت حیدریه در استان خراسان رضوی به دنیا آمد. پدرش روحانی و نماز جمعه همین روستا و مادرش اهل شعر بود. نکته جالب توجه در این است که مادر وی هیچ گونه سوادی نداشت و شعر را از روی غریزه میسرود.
بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب
که باغها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند
بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت
که موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد
پیام روشن باران
ز بام نیلی شب
که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد
ز خشک سال چه ترسی
که سد بسی بستند
نه در برابر آب
که در برابر نور
و در برابر آواز
و در برابر شور
در این زمانه عسرت
به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
که از معاشقه سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرف تر از خواب
زلال تر از آب
تو خامشی که بخواند؟
تو میروی که بماند؟
که بر نهالک بیبرگ ما ترانه بخواند؟
از این گریوه به دور
در آن کرانه ببین
بهار آمده
از سیم خاردار
گذشته
حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست
هزار آینه جاری ست
هزار آینه
به همسرایی قلب تو میتپد با شوق
زمین تهی دست ز رندان
همین تویی تنها
که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی