سکانس برتر سریال پایتخت/ دلم برای مظلومیت محسن تنابنده سوخت:آخ نقییی چقدر تو با همه اینجوری بودی ولی اونا
سوفیانیوز:سکانسی جذاب از سریال پایتخت با هنرنمایی محسن تنابنده، بهرام افشاری و نسرین نصرتی در فضای مجازی وایرال شده است.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، پایتخت یک مجموعهٔ تلویزیونی کمدی خانوادگی ایرانی به کارگردانی سیروس مقدم و تهیهکنندگی الهام غفوری است که در شش فصل از شبکه یک صدا و سیما پخش شده است. مقدم با اشاره به علت نامگذاری این مجموعه به نام «پایتخت» و نحوهٔ دنبالهدار کردن داستان گفت: «بهدلیل اینکه خانوادهٔ ما از یک شهر دیگری وارد تهران، پایتخت ایران میشوند و دچار یکسری معضلات میشوند پایتخت نام گرفت و این اسم هم روی آن ماند، حتی در سری چهارم که ممکنه قصهاش به تهران هم کشیده نشود، ولی به هرحال مردم این مجموعه را به نام پایتخت میشناسند.»
این سکانس یکی از خندهدارترین بخشهای سریال «پایتخت» هست که در آن بهتاش مچ فهیمه را میگیرد. در ادامه، متن کامل دیالوگهای این ویدیو را بخوانید:
بهتاش: یه ساله منِ بدبخت دارم پولپول میکنم که فهیمه پول بابا رو بگیر، من به یه زخمی بزنم! هی ندادن، ندادن... بنده از غریبهها باید بشنوم شما 6 ماهه پول بابا رو گرفتی؟
نقی: آبجی این چی میگه؟ پولو گرفتی؟
بهتاش: ولَکه نقی برای من فیلم بازی نکن! ایشون بدون اجازهی شما آب نمیخورن. شما به ایشون گفتی به من پول نده.
نقی: به ارواح خاک مادرم اگه من خبری داشته باشم! چی میگه این تیر برق؟
فهیمه: داداش داره یهدستی میزنه. کی گفت من پولو گرفتم؟
بهتاش: فهیمه مغز من نمیکشه! بنده جنگلبانی بودم، واحد مالی بودم، پیش آقای سخایی بودم، فیشرُ (فیش رو) دیدم!
فهیمه: ای چیه وِر وِر وِر وِر... خوب کردم گرفتم! گرفتم که گرفتم، حق شوهر منو گرفتم. دزدی که نکردم!
بهتاش: گرفتی؟ فهیمه: گرفتم! بهتاش: آقا گرفته! هما گرفته!
فهیمه: خوب کردم گرفتم! (با خنده)
نقی: اِ اِ اِ هما؟! الان وقت خندهبانیبازی نیستها! بیادب... فهیمهجان خانم، آبجیجان، پولو گرفتی؟ حق بچههات بوده، نوشجون خودت و بچههات. من حرفی ندارم. ما میگیم این نردبون (بهتاش) عقل نداره، شعور نداره، فهم نداره؛ اینا همه درست! من به عنوان برادر بزرگت آدم نبودم؟ منو نباید یک کلمه، دو کلمه، سه کلمه، چهار کلمه باهام صحبت میکردی؟ نباید به من میگفتی؟ تو عالم لوطیگری و ماشیگری نباید میگفتی اینو؟ از چی ترسیدی؟ ترسیدی که من بگم آقا پولو بده به من، من وردارم ببرم هپلیهپو کنم؟ آخ نقی تو چقدر با همه اینجوری هستی، همه با تو اونجوری هستن!
فهیمه: اِ اِ اِ داداش منو کباببرگبازی اینقدر درنیار! من اگه به تو نگفتم تقصیر خودته. ترسیدم بری به این بگی.
نقی: به کی بگم؟ از من دهنلقی دیدی تا حالا؟
بهتاش: بله آقا، همیشه دیدم!
نقی: هما، از من دهنلقی دیدی تا حالا؟ نفس عمیق نکش، به من بگو دیدی یا نه؟
فهیمه: آقا از من بپرس، دیده! دیده! خیلی بده آدم به سن و سال تو اینقدر... (ویدیو تمام میشود)