کد خبر: 26929
شنبه 19 اردیبهشت 1405 - 12:51
شنبه 19 اردیبهشت 1405 - 12:51

(ویدئو) کلاس درس روی آوارها؛ روایت معلم تنهایی که هنوز برای 168 شاگرد شهیدش حضور و غیاب می‌کند!

سوفیانیوز: در تقویم تلخ میناب، 9 اسفند 1404 روزی است که زمان برای «گلنوش ناصری» ایستاد. معلمی که شاهد پرپر شدن 168 فرشته در حمله تروریستی به مدرسه شجره طیبه بود، حالا هر روز در میان آوارها به انتظار شاگردانی می‌نشیند که هرگز برنمی‌گردند. روایتی تکان‌دهنده از وفاداری، تنهایی و زخمی که بر پیکر آموزش ایران نشست و جهان را در شوک فرو برد.

به گزارش سرویس چندرسانه‌ای پایگاه خبری سوفیانیوز، به نقل از فارس، سکوت سنگینی بر فضای مدرسه «شجره طیبه» میناب حاکم است؛ سکوتی که تنها با صدای باد در میان آوارهای نیمه‌سوخته شکسته می‌شود. اما در میان این ویرانه‌ها، زنی با چادر سیاه، هر روز پشت میزی می‌نشیند که دیگر هیچ دفتر مشقی روی آن باز نمی‌شود.

خانم گلنوش ناصری، آموزگار پایه سوم، یکی از شاهدان عینی فاجعه هولناک 9 اسفند 1404 است. روزی که در پی حملات ددمنشانه، 168 دانش‌آموز بی‌گناه در خون خود غلطیدند و رویاهای یک شهر به خاکستر تبدیل شد. او حالا نه برای تدریس، بلکه برای زنده نگه داشتن یاد شاگردانی که «فرزندان معنوی» خود می‌نامد، به این قتلگاه بازمی‌گردد.

«انگار صورت‌هایشان نورانی‌تر شده بود...»

ناصری با چشمانی که هنوز از یادآوری آن لحظات خیس می‌شود، می‌گوید: «آن روز ماه رمضان بود. همه چیز عجیب بود. وقتی صدای اولین موشک آمد، هیچ‌کس باور نمی‌کرد مدرسه هدف باشد. در کمتر از 20 ثانیه، سه انفجار دیگر رخ داد و صدای کمک‌خواهی بچه‌ها در میان دود و آتش محو شد.»

او از لحظاتی می‌گوید که والدین سراسیمه به مدرسه آمدند، اما با تلی از خاک و پیکرهای پاره‌پاره مواجه شدند. ناصری می‌گوید: «من تمام زندگی و امیدم را مدیون این بچه‌ها هستم. حالا هر روز اینجا می‌آیم، شاید یکی از آن‌ها در خوابم بیاید، شاید پاسخی برای این تنهایی پیدا کنم.»

زخمی که التیام نمی‌یابد

فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب، فراتر از یک حادثه نظامی، یک جنایت علیه بشریت بود که قلب ایران را به درد آورد. امروز، حضور این معلم در مدرسه ویران شده، نمادی از مظلومیت دانش‌آموزانی است که جرمشان تنها آموختن بود.

ناصری در پایان با بغضی گلوگیر می‌گوید: «گاهی دلم می‌خواهد فریاد بزنم و به کسانی که روی این آوارها راه می‌روند بگویم آرام‌تر! شاید هنوز تکه‌ای از وجود یکی از شاگردانم زیر این خاک باشد. اینجا دیگر مدرسه نیست، اینجا معبد خاطراتی است که با خون نوشته شده‌اند.»

این گزارش، یادآور این است که گرچه ساختمان‌ها فرو می‌ریزند، اما یاد 168 ستاره درخشان میناب، تا ابد در حافظه این سرزمین باقی خواهد ماند.