روایت متفاوت اکبر عبدی از دیدار با خسرو شکیبایی؛ چند جمله، اما پر از معنا + فیلم
سوفیانیوز: گاهی یک جمله کوتاه از زبان دو اسطوره، میتواند تمام باورهای ما را درباره زندگی زیر و رو کند. وقتی خسرو شکیبایی در یک گپوگفت دوستانه از اکبر عبدی یک سوال عجیب و تلخ پرسید، شاید خودش هم نمیدانست که این مکالمه سالها بعد به یکی از تکاندهندهترین روایتهای سینمای ایران تبدیل میشود؛ روایتی درباره نقابهایی که همه ما هر روز بر چهره میزنیم!
به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، روزی که دو چهره ماندگار هنر ایران، زنده یاد اکبر عبدی و زنده یاد خسرو شکیبایی، روبروی هم نشستهبودند. در میان تمام گفتگوهای روزمره، خسرو شکیبایی نگاهی به اکبر عبدی میاندازد و سوالی مطرح میکند که روح و روان هر شنوندهای را درگیر میکند: «به نظرت ما بیشتر بازی میکنیم یا مردم؟»
پاسخ اکبر عبدی کوتاه اما سرشار از حقیقت تلخی بود: «مردم!» عبدی با لحنی پر از حسرت توضیح میدهد که چگونه انسانها از همان لحظه که صبح از خواب بیدار میشوند، مجبور به بازی کردن نقشهای مختلف هستند. پدر خانه برای فرزندش یک نقش بازی میکند، برای همسرش نقشی دیگر، هنگام روبرویی با همسایه نقابی دیگر بر چهره میزند و در محل کار تبدیل به بازیگری تازه میشود.
این خاطره غمانگیز، دست روی حقیقتی میگذارد که شاید خیلی از ما از مواجهه با آن فرار میکنیم. این که زندگی روزمره، گاهی صحنه نمایشی اجباری میشود و سنگینی این نقشها روی دوش آدمها میماند. اکبر عبدی در پایان این روایت، جملهای میگوید که قلب هر مخاطبی را میفشارد: «خدا هیچکس را به روزی نیاندازد که مجبور به بازی کردن بشود...»
اکبر عبدی آقاباقر (4 شهریور 1339 – 2 مرداد 1405) بازیگر و کارگردان بود. او برای تنوع در نقشهایش و بازی در فیلمهای کمدی شهرت داشت.او دارندهٔ نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود. عبدی فعالیت خود را از اواخر دههٔ 1350 آغاز کرد. و از هنرجویان مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما بوده است که با مجموعهٔ تلویزیونی باز مدرسم دیر شد (1362) شناخته شد.او برای نقشآفرینی در مادر (1368) و خوابم میآد (1390) برندهٔ دو جایزهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شده بود.
💬 شما بگو...
شما هم در زندگی مجبور شدید جایی نقش بازی کنید؟ برای شادی روح این هنرمندهای خاطرهساز یه قلب بفرست.