سکانسی که به سادگی شما را به هم میریزد؛ شعرخوانیِ عمیق برای پدرهای آسمانی و دلتنگیهای بیمرز💔 + ویدئو
سوفیانیوز: گاهی دلتنگی برای یک پدر، فقط یک بغض ساده نیست؛ طوفانی است که هیچ سقفی جلودارش نیست و آدم را با یک تلنگر ساده میشکند. اگر شما هم سایه پدر را بالای سر خود نمیبینید و روزگارتان پر از جای خالی اوست، این شعرخوانی دقیقاً روایتگرِ دردِ مشترکِ تمام فرزندان چشمانتظار است.
به گزارش سرویس پایگاه خبری سوفیانیوز، این شعر، دلتنگی عمیق فرزند برای پدر از دسترفته را بیان میکند. شاعر میگوید بعد از رفتن پدر، زندگیاش رنگ و بوی گذشته را ندارد و دیگر مانند قبل رشد و شکوفایی را تجربه نکرده است. او آرزو میکند که ای کاش مرگ به جای پدر، جان او را میگرفت تا پدر همچنان در کنارش میماند.
شاعر از تنهایی و بیپناهی خود میگوید و حسرت میخورد که دیگر کسی را ندارد تا درد دلش را با او در میان بگذارد؛ به همین دلیل مجبور است با مزار پدر سخن بگوید. او حتی دیوار را هم همدم شبهای غمگین خود میداند، زیرا پس از پدر، هیچکس مانند او شنونده دردهایش نیست.
در پایان نیز بیان میکند که تا زمانی که پدر زنده بود، هیچ سختی و طوفانی نمیتوانست او را از پا درآورد، اما اکنون با نبود پدر، کوچکترین مشکل و ناراحتی او را میشکند و از نظر روحی و احساسی از پا میاندازد. در مجموع، مفهوم شعر بیانگر عشق عمیق به پدر، اندوه فراق، احساس تنهایی و از دست دادن تکیهگاه زندگی است.
متن شعر
رفتی و از داغ تو بدجور آشفته ام پدر
غنچه ای بودم دگربعد تو نشکفتم پدر
کاش جانم را به جای تو طلب میکرد اجل
من به جای تو به قران میپذیرفتم پدر
کاش بودی تا که من از روی درد بی کسی
حرفایم رابه قبر تو نمیگفتم پدر
بی تو یک دیوار همدرد شب تارم شده
بعدتو درد دلم را من به او گفتم پدر
باتو طوفان از پس من برنمی امد ولی
بعدتو با یک تلنگر ساده می افتم پدر 🥀
شما دلتنگکنندهترین بیتی که برای پدرت خواندهای یا شنیدهای را برای ما بنویس؛ کدام بیت از این شعر بیشتر حال و هوای امروزِ تو را روایت کرد؟