کد خبر: 27598
یکشنبه 10 خرداد 1405 - 15:14
یکشنبه 10 خرداد 1405 - 15:14

عاشقانه‌ای از رشید کاکاوند؛ دنیایی که در یک نفر خلاصه می‌شود / فردا تو را نبینم چکار کنم؟ + فیلم

سوفیانیوز: ویدیویی از عاشقانه ترین شعر اثیر اخسیکتی با صدای سوزناک رشید کاکاوند در وصف دوری از عشق را بشنوید و لذت ببرید.

به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، اثیرالدین اخسیکتی، شاعر مشهور سدهٔ ششم هجری، پس از آغاز سخنوری در زادگاهش اخسیکت (در ماوراءالنهر)، به دلیل ناآرامی‌های خراسان به غرب ایران مهاجرت کرد و سال‌ها در همدان و کُهستان به مدح شاهان و امیران سلجوقی، به‌ویژه غیاث‌الدین محمد بن ملکشاه و علاءالدین عربشاه پرداخت. او که در سال 609 هجری قمری در خلخال درگذشت، با شاعران بزرگی چون خاقانی، نظامی و ظهیر فاریابی معاصر بود و به‌ویژه رقابت‌ها، معارضات و چالش‌های شعری شدیدی با خاقانی و مجیرالدین بیلقانی داشت که گاه این رقابت‌ها به قلمرو ممدوحان آن‌ها نیز کشیده می‌شد.

دل، بر تو بدل نمی گزیند چه کنم

جز با غم تو نمی‌نشیند چه کنم

وین دیده که امروز تو را می‌بیند

فردا که مبادا که نبیند، چه کنم

رباعی شمارهٔ 44


این شعر بیان‌کننده‌ی یک عشق بسیار عمیق، وابستگی شدید عاطفی و نگرانی از جدایی یا از دست دادن معشوق است. شاعر در این ابیات از حال کسی می‌گوید که دلش فقط به یک نفر بسته شده و هیچ جایگزینی برای او در قلبش وجود ندارد. او احساس می‌کند حتی اگر بخواهد، نمی‌تواند عشق دیگری را جایگزین کند، چون دلش فقط با یاد و غم همان شخص آرام می‌گیرد و به نوعی به این احساس وابستگی پیدا کرده است.

در ادامه، شدت احساسات بیشتر می‌شود و شاعر به مرحله‌ی نگرانی و اضطراب می‌رسد؛ جایی که به دیدن معشوق در لحظه‌ی حال اشاره می‌کند اما از آینده می‌ترسد. او این پرسش دردناک را مطرح می‌کند که اگر فردا دیگر نتواند معشوقش را ببیند چه خواهد شد. این بخش نشان‌دهنده‌ی ترس از نبودن، دوری یا از دست دادن کسی است که تمام زندگی احساسی او را درگیر کرده است.

در مجموع، شعر ترکیبی از عشق انحصاری، دلتنگی، وابستگی شدید و ترس از آینده‌ی بدون معشوق است؛ حالتی که در آن عاشق نه فقط عاشق حضور معشوق است، بلکه حتی به غم و فکر او هم وابسته شده و نبودنش را غیرقابل تصور می‌داند.