خاطره بمب خنده موسوی واعظ از دزدی موتور؛ عاقبتِ مستجابالدعوه بودن یعنی همین😂 + ویدئو
سوفیانیوز: در این ویدئو استاد موسوی واعظ با لحنی شیرین و پرانرژی خاطرهای بامزه از دوران تدریسش در دانشگاه تعریف میکند؛ ماجرایی که از یک دعای ساده شروع شد و پایان غیرمنتظرهای پیدا کرد. روایت دزدیده شدن موتور و واکنش خندهدار حاجآقا و یادآور نگاه مثبت به اتفاقات روزمره است.
به گزارش سرویس پایگاه خبری سوفیانیوز، حجتالاسلام موسوی واعظ در این ویدئو با لحنی طنزآمیز خاطرهای از دوران تدریس خود در دانشگاه نقل میکند. ایشان میگویند در آن زمان برای رفتوآمد به دانشگاه از موتورسیکلت استفاده میکردند، اما برای حفظ جایگاه و وجهه استادی خود نزد دانشجویان، موتور را در پشت دانشگاه پارک میکردند تا کسی متوجه نشود که استاد با موتورسیکلت تردد میکند.
این موضوع گاهی برای ایشان دردسرساز میشد؛ بهطوری که بعضی اوقات ناچار بودند حدود 45 دقیقه منتظر بمانند تا دانشجویان از ایستگاه اتوبوس محل دور شوند و سپس بدون دیده شدن سوار موتور شوند.
حاجآقا در ادامه با لحنی طنز از وضعیت خود به درگاه خداوند گلایه میکند و میگوید: «آیا شایسته است که من برای انجام کار تدریس، اینگونه سختی بکشم و چنین خفت و خواریای را تحمل کنم؟»
حجت الاسلام موسوی واعظ با شوخی از اجابت سریع دعای خود سخن میگویند و توضیح میدهند که همان روز، موتورسیکلتشان به سرقت رفت. وی در پایان با طنز اضافه میکند که با این اتفاق، دیگر از آن دردسرها راحت شد.
شما هم تا حالا درگیر حفظ پرستیژ بودید که آخرش به دردسر بیفتید؟ 😂 خاطرات بامزه خودتون رو برامون توی کامنتها بنویسید