کد خبر: 27907
یکشنبه 31 خرداد 1405 - 16:12
یکشنبه 31 خرداد 1405 - 16:12

شعرخوانی عاشقانه رشید کاکاوند از غزلیات جامی که حال دلتان را عوض می‌کند/ گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستی! من عاشق توام تو بگو یار کیستی؟ + ویدئو

سوفیانیوز: تا به حال شده شعری را بشنوید و حس کنید کسی دارد تمام بغض‌های فروخورده‌تان را یک‌جا بازخوانی می‌کند؟ رشید کاکاوند، با همان صدای گرم و نگاه نافذش که در ویدیو می‌بینید، این بار به سراغ عمیق‌ترین پرسشِ قلب‌های عاشق رفته است؛ پرسشی که شاید خودتان هم بارها در خلوت از خودتان پرسیده‌اید.

به گزارش سرویس پایگاه خبری سوفیانیوز، در این غزل، شاعر با زبانی عاشقانه و پرسوز با معشوق خود سخن می‌گوید. او می‌گوید که عاشق و دلباخته‌ی معشوق است و از او می‌خواهد که بگوید دل در گرو چه کسی دارد. شاعر از رفتارهای معشوق، مانند ناز، غمزه و بی‌اعتنایی، رنج می‌برد و با این حال جان خود را فدای او می‌کند. او از معشوق می‌پرسد که چرا این‌گونه باعث آزار و اندوه او شده است.

شاعر از درد دوری و فراق شکایت می‌کند. او می‌گوید دلش از جدایی هر لحظه زخمی‌تر و غمگین‌تر می‌شود و آرزو دارد بداند چه کسی مرهم دل‌های شکسته است. شاعر شب‌ها را با خیال معشوق می‌گذراند و در تنهایی و رنج به او فکر می‌کند. از طرفی کنجکاو است بداند معشوق با چه کسی همنشین است و محبت و توجه خود را نثار چه کسی می‌کند.

در پایان، شاعر که «جامی» نام دارد، به خود و دیگر عاشقان یادآوری می‌کند که امید رهایی از بند عشق نداشته باشند. او می‌گوید عاشق باید بیندیشد که گرفتار چه کسی شده است؛ زیرا عشق نیرویی است که انسان را کاملاً در اختیار خود می‌گیرد. پیام کلی شعر بیان عشق عمیق، درد هجران، دلتنگی و وابستگی کامل عاشق به معشوق است.

متن شعر

گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستی!

من عاشق توام تو بگو یار کیستی؟

بستی میان به فتنه کشیدی ز غمزه تیغ

جانم فدات در پی آزار کیستی؟

دارم دلی ز هجر تو هر دم فگارتر

تا خود تو مرهم دل افگار کیستی!

هر شب من و خیال تو و کنج محنتی

تو با که‌ای و مونس و غمخوار کیستی؟

تا چند گرد کوی تو گردم گهی بپرس

کاین جا چه می کنی و طلبکار کیستی!

جامی مدار چشم خلاصی ز قید عشق

اندیشه کن ببین که گرفتار کیستی!

جامی

اگر شعری زیبا را از بر دارید و خاطره‌ای شیرین با آن همراه است، خوشحال می‌شویم دیدگاه و تجربه‌تان را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.