عاشقانهای از علی ضیا که قلب هزاران نفر را لرزاند؛ تقدیم به چشمهایی که فراموش نمیشوند + فیلم
سوفیانیوز: علی ضیا در ویدیویی با انتخاب شعری تکاندهنده دست روی حسی گذاشته که شاید خیلی از ما در سکوتِ قلبمان آن را تجربه کرده باشیم. او از اعتیادی میگوید که هیچ دارویی ندارد: اعتیاد به چشمهای یک نفر! در این شعرخوانی، فضایی تاریک، آرام و عمیق خلق شده که هر بینندهای را برای چند لحظه میخکوب میکند.
به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، علی ضیا شعر را با یک تشبیه بیرحمانه اما فوقالعاده زیبا آغاز میکند: «در تو هزار مزرعهی خشخاشِ تازه است... آدم به چشمهای تو معتاد میشود.» این خط از شعر، دقیقاً همان نقطهای است که مخاطب را به یاد خاطرات، آدمها و نگاههایی میاندازد که روزگاری تمام دنیای او بودهاند. ادبیات همیشه ابزاری برای بیان ناگفتههای دل بوده و اینبار، این مجری، واسطهای شده تا این حسِ گنگ اما آشنا را دوباره در وجود ما بیدار کند.
شعر در ادامه به اوج احساسی خود میرسد، آنجا که از خیام و ترانههای پرتشویش نام برده میشود و حسِ نگاه کردن به چشمهای معشوق را به بارش شراب از آسمان تشبیه میکند. حقیقت این است که جذابیت این شعر، در سادگی و در عین حال عمیق بودن آن است. در دنیای امروز، این چند ثانیه شعرخوانیِ آرام، مثل یک استراحتگاه کوتاه برای روح خسته مخاطبان عمل میکند؛ پناهگاهی که در آن میتوان برای لحظاتی به جادوی کلمات پناه برد.
در تو هزار مزرعهی خشخاشِ تازه است
آدم به چشمهای تو معتاد میشود
خیامِ ترانههای پر از تشویشم
انگار شراب از آسمان میریزد
وقتی که به چشمان تو میاندیشم...
غلامرضا طریقی
آیا تا به حال نگاهی توی زندگیتون بوده که مثل این شعر، شما رو هم مجذوب یا به قول علی ضیا «معتاد» خودش کرده باشه؟ اگر بیت یا شعر قشنگی درباره جادوی چشمها بلدید، برامون توی کامنتها بنویسید تا بقیه هم بخونن.