کد خبر: 28039
پنجشنبه 11 تیر 1405 - 12:04
پنجشنبه 11 تیر 1405 - 12:04

پشت لبخندهای مهران مدیری چه گذشته است؟ روایت صریح او از سخت‌ترین روزهای زندگی + فیلم

سوفیانیوز: مهران مدیری در مقابل دوربین و در گفتگویی بی‌پرده با بهاره افشاری، از تاریک‌ترین و دردناک‌ترین نقطه زندگی‌اش پرده برداشت؛ اعترافی تلخ درباره روزهایی که دیگر چاره‌ای جز بریدن و تسلیم شدن ندیده بود.

به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، سینمای ایران مهران مدیری را با نگاه‌های نافذ، طنزهای تلخ و مدیریتی هوشمندانه می‌شناسد. اما چقدر از این تصویر، واقعیتِ درون اوست؟ در این ویدیوی تکان‌دهنده، وقتی بهاره افشاری از او درباره رنجی بزرگ می‌پرسد که شاید هرگز از ذهن و قلبش پاک نشود، گویی نقاب همیشگی برافتاده و مخاطب با چهره‌ای کاملاً متفاوت از این هنرمند روبرو می‌شود. مدیری با لحنی آرام اما پر از اندوه، اعترافی می‌کند که شنیدنش برای هر کسی غافلگیرکننده است: «خیلی شده که بریدم... نخواستم دیگه زنده باشم.»

ریشه این رنج عمیق به سال 1400 برمی‌گردد؛ سالی که مدیری بزرگترین تکیه‌گاه زندگی‌اش، یعنی مادرش را از دست داد. او در این گفتگو فاش می‌کند که پس از این فقدان بزرگ، دیگر هرگز آن آدم سابق نشده است. اما بخش عجیب‌تر داستان، شیوه مواجهه او با این سوگ است. مدیری روایت می‌کند که در ابتدا چطور برای حفظ روحیه اطرافیان و خانواده، همه‌چیز را مدیریت کرده، به روی خودش نیاورده و ماسک بی‌تفاوتی و قدرت به صورت زده است؛ تا جایی که خودش می‌گوید تازه یک ماه بعد از حادثه، در تنهایی و خلوت خود فهمیده که واقعاً چه فاجعه‌ای رخ داده است.

فقدان عزیزان، حقیقتی است که به تعبیر مدیری، همه انسان‌ها یک روز با آن مواجه می‌شوند. اما پیام اصلی این گفتگوی کوتاه و اثرگذار در یک جمله خلاصه می‌شود: بعضی از رنج‌ها داغشان هرگز سرد نمی‌شود، در گذر زمان کهنه می‌شوند اما هیچ‌وقت «عادی» نخواهند شد. این ویدیو فراتر از یک مصاحبه، روایتی ملموس از مواجهه انسان با عمیق‌ترین دردهای روحی است.

مهران مدیری میگه بعضی رنج‌ها هیچ‌وقت عادی نمیشن و آدمِ بعد از اون اتفاق، دیگه آدمِ سابق نمیشه؛ شما چطور؟ آیا برای شما هم پیش اومده که بعد از یک فقدان یا ضربه روحی، احساس کنید بخش بزرگی از وجودتون رو برای همیشه از دست دادید و دیگه اون آدم سابق نشدید؟ نظرتون رو برامون بنویسید.