کد خبر: 28378
یکشنبه 4 مرداد 1405 - 15:00
یکشنبه 4 مرداد 1405 - 15:00

حکایتی تلخ که به ما یاد می‌دهد چرا آدم‌ها تا زنده‌اند به دادشان نمی‌رسیم، اما بعد از مرگشان برایشان زار می‌زنیم + ویدئو

سوفیانیوز: ویدئوی تأثیرگذار دکتر بهروز آتونی با روایتی تلخ اما واقع‌گرایانه، پرده از تناقضی آشکار در روابط انسانی برمی‌دارد: عادت داریم تا زمانی که عزیزانمان در کنار ما هستند نیازهای عاطفی‌شان را نادیده بگیریم، اما به محض از دست رفتنشان، سیل اشک و عزاداری به راه می‌اندازیم. این سخنرانی هشداری است برای اینکه پیش از سنگ قبر، قدردان حضور زندگان باشیم.

به گزارش سرویس پایگاه خبری سوفیانیوز، در زندگی روزمره، گاه با تناقض‌های عجیبی روبه‌رو می‌شویم؛ رفتارهایی که ریشه در عواطف دیرینه انسان دارند اما در زمان نامناسب بروز پیدا می‌کنند. ویدئوی کوتاه و عمیق دکتر بهروز آتونی با روایتی تمثیلی و لحنی تأثیرگذار، دست روی یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های عاطفی و رفتاری انسان‌ها می‌گذارد: «قدرناشناسی در زمان حیات و عزاداری‌های بی‌فایده پس از مرگ». این سخنرانی دعوت نامه‌ای است برای بازنگری در نحوه ارتباط ما با زندگان و اطرافیانمان پیش از آنکه دیر شود.

محور اصلی این ویدئو بر اساس یک تمثیل تأثیرگذار شکل گرفته است؛ داستانی درباره سگی که در بیابان در حال جان دادن است و صاحبش بر بالین او زار زار گریه می‌کند. وقتی رهگذری از او می‌پرسد که اگر ناراحت او هستی، چرا از غذایی که در خورجین داری لقمه‌ای به او نمی‌دهی تا زنده بماند، صاحب سگ پاسخ می‌دهد: «این پول پاش رفته، ولی گریه مجانیه!»

دکتر آتونی این تمثیل تلخ را به روابط انسانی پیوند می‌زند و زوایای مختلف آن را تحلیل می‌کند:

  • تناقض در توجه و عواطف: انسان‌ها معمولاً عادت کرده‌اند تا زمانی که دیگران حضور دارند و نیازمند یاری، توجه یا دست‌گیری هستند، از کمک به آن‌ها دریغ کنند؛ اما به محض اینکه فرد از دنیا می‌رود، سیلاب اشک و عزاداری‌ها جاری می‌شود.

  • ارزشِ زنده بودن: پیام کلیدی سخنرانی این است که ارزش‌گذاری واقعی باید در زمان حیات افراد انجام شود. رسیدگی به غم و احوال یک انسان تا زمانی که نفس می‌کشد معنا دارد، وگرنه گریه و زاری بر سر مزار و سنگ قبر بی‌فایده است.

    در بخش پایانی، دکتر آتونی با استناد به ابیات پرمفهوم، این حقیقت را یادآور می‌شود که اگر در زمان حیات کسی جویای حال او نشدیم، خانه‌ی عزای تا صبح خوابیدن، یاد نکردن در دوران زندگی و سنگ مرمر روی قبر گذاشتن هیچ دردی را دوا نمی‌کند.

نتیجه‌گیری

ویدئوی دکتر بهروز آتونی در نهایت با یک جمله زرین و ماندگار به پایان می‌رسد: «قدرشناس باشیم، نه قبرشناس...» این سخنرانی به ما می‌آموزد که محبت، توجه و قدردانی خود را به تعویق نیاندازیم. تا زمانی که عزیزانمان، دوستانمان و اطرافیانمان در کنار ما هستند و نفس می‌کشند، باید به فریاد دل، نیازها و احوالات آن‌ها برسیم. عشق و قدردانیِ پس از مرگ، مرهمی بر دردهای از دست رفتن نیست؛ بلکه این توجهِ به‌موقع در زمان حیات است که به روابط معنا می‌بخشد.

آیا شما هم در اطرافیانتان کسی را سراغ دارید که محبت واقعی را به زمان نبودنش موکول کرده باشیم؟ تجربه یا نظر خود را با ما در میان بگذارید.