بصیرالملک پلهای پشت سر محبوبه را خراب کرد؛ تاوان سنگینِ دل بستن به رحیم نجار این بود... +ویدیو
سوفیانیوز: محبوبه در سکانسی احساسی و پرتنش از قسمت آخر فصل اول سریال «بامداد خمار»، پیش از رفتن به خانه بخت برای آخرین بار به دیدار پدرش میرود. این در حالی است که پدرش به دلیل مخالفت شدید با ازدواج او با رحیم نجار، شرطهای سنگینی را پیش روی دخترش میگذارد.
به گزارش سرویس چندرسانهای سوفیانیوز، سریال پرطرفدار «بامداد خمار» در واپسین دقایق فصل اول خود با به تصویر کشیدن یکی از دراماتیکترین و تلخترین لحظات، مخاطبان را غافلگیر کرد. سکانس خداحافظی محبوبه با پدر سختگیر و مقتدرش، تجسمی عینی از شکاف عمیق میان سنت، لجاجت و عشق ممنوعه است. این سکانس بهخوبی توانسته اوج عواطف انسانی، غرور جریحهدار شده پدرانه و دلشکستگی دختری را که پا در راهی ناشناخته میگذارد، به نمایش بگذارد.
پدر محبوبه که از ابتدا تا انتهای ماجرا با ازدواج دخترش با رحیم نجار مخالفت سرسختانهای داشت، در این وداع تلخ با لحنی قاطع و گزنده ظاهر میشود. او دعاهای خیر و شر خود را در هم میآمیزد تا بار سنگینی از عذاب وجدان و حسرت را بر دوش محبوبه بگذارد. نگاههای سرد و سخنان بیرحمانه پدر، گواهی بر این مدعاست که او بههیچوجه حاضر به بخشیدن این انتخاب نیست.
اوج درام این سکانس زمانی رقم میخورد که پدر شروط محکم و عهدنامههای تلخش را به محبوبه دیکته میکند؛ اینکه دیگر حق ندارد نام پدر را به زبان بیاورد و پایش را به عمارت مادری بگذارد. محبوبه با چشمانی اشکبار و دلی شکسته این احکام را پذیرا میشود تا بهای عشق جنجالی خود را بپردازد. این وداع بیبازگشت، پایانبندی پرالتهابی را برای فصل اول رقم زد که تا مدتها در ذهن مخاطب باقی خواهد ماند.
خلاصه داستان بامداد خمار
فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیتهایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت میشود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، همزمان با سالهای جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانوادهای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبهرو میشود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.
حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحلهای حساستر شده است. محبوبه همچنان چشمانتظار رحیم است و تصمیمهای او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیشرو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیدهتر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال میرسد یا بار دیگر تقدیر و اختلافهای طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.
از این سکانس و بازی بازیگران کدوم قسمت بیشتر به دلتون نشست؟ نظرات ارزشمندتون رو برامون بنویسید.