رحیم ثروت بصیرالملک را بالا کشید و او را به روز سیاه نشاند؛ پایان تلخ پدر محبوبه در بامداد خمار!
سوفیانیوز: همزمان با پخش میکروسریال «تاکسی»، کاربران فضای مجازی سناریوی بامزهای با محوریت شخصیتهای سریال «بامداد خمار» ساختهاند که در آن، سرنوشت بصیرالملک با بازی علی مصفا، حسابی تغییر میکند؛ مرد ثروتمندی که حالا در روایت طنزآمیز کاربران، از زندگی اعیانی فاصله گرفته و پشت فرمان تاکسی نشسته است!
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، بصیرالملک در داستان «بامداد خمار» مردی متمول و صاحب سرمایه است که با ازدواج دخترش محبوبه با رحیم، مخالفت میکند؛ جوانی که از نظر او تناسبی با موقعیت خانوادگی و اجتماعیشان ندارد. بااینحال، اصرار محبوبه برای رسیدن به رحیم، ماجرای این وصلت جنجالی را رقم میزند.
حالا کاربران اینستاگرام با ترکیب فضای داستانی «بامداد خمار» و میکروسریال تازهپخششده «تاکسی»، روایتی خیالی ساختهاند که در آن، رحیم پولهای پدرزن ثروتمندش را بالا کشیده و بصیرالملک را به روزگار رانندگی تاکسی انداخته است! این سناریوی ساختگی، با کنار هم قرار دادن شخصیتهای آشنا و موقعیتی کاملاً متفاوت، سوژهای برای شوخی و سرگرمی در فضای مجازی شده است.
البته ماجرای ورشکستگی بصیرالملک و بالا کشیدن سرمایه او توسط رحیم، بخشی از سناریوی طنزآمیز کاربران است و نباید آن را با اتفاقات تأییدشده داستان «بامداد خمار» اشتباه گرفت.
خلاصه داستان بامداد خمار
فصل دوم سریال «بامداد خمار» آغاز شده و این عاشقانه پرکشش بار دیگر مخاطبان را با سرنوشت شخصیتهایش همراه کرده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت میشود؛ یکی در اواخر دوره قاجار و آغاز پهلوی و دیگری در دهه 1360، همزمان با سالهای جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت، عشقی ممنوع و طبقاتی میان دختری از خانوادهای اشرافی و جوانی از طبقه فرودست است؛ عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه روبهرو میشود. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ عمه راوی به جوانی از طبقه پایین با شکستی دردناک پایان یافته و در زمان حال نیز دختر جوان خانواده قدم در همان مسیر گذاشته است.
حالا با آغاز فصل دوم، داستان وارد مرحلهای حساستر شده است. محبوبه همچنان چشمانتظار رحیم است و تصمیمهای او، در کنار ازخودگذشتگی منصور و اتفاقات پیشرو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیدهتر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند ببینند این عشق پرماجرا در نهایت به وصال میرسد یا بار دیگر تقدیر و اختلافهای طبقاتی، عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا خواهد کرد.
نظر شما چیست؟ اگر رحیم واقعاً سرمایه بصیرالملک را بالا میکشید، فکر میکنید پدر ثروتمند محبوبه چه شغلی را ادامه میداد؟ نظرتان را در کامنتها بنویسید.