کد خبر: 27758
سه شنبه 19 خرداد 1405 - 17:03
سه شنبه 19 خرداد 1405 - 17:03

نوستالژی امروز 19 خرداد 1405 / فقط بچه‌های دهه 60 می‌فهمند چرا این خاطرات هنوز این‌قدر شیرین است / روزهایی که نه موبایل بود، نه اینترنت؛ اما خاطراتش هنوز قلب دهه شصتی‌ها را می‌لرزاند + ویدئو

سوفیانیوز: هنوز هم بوی نان داغ، صدای تلفن‌های قدیمی و تیتراژ کارتون‌های خاطره‌انگیز ما را به روزهایی می‌برد که زندگی ساده‌تر و شیرین‌تر بود. اگر با کارت تلفن زنگ زده‌ای، با دوچرخه در کوچه‌ها چرخیده‌ای و برای دیدن سوباسا لحظه‌شماری کرده‌ای، این سفر نوستالژیک مخصوص توست.

به گزارش سرویس پایگاه خبری سوفیانیوز، دهه 60 برای خیلی‌ها فقط یک دهه نیست؛ دنیایی از خاطرات شیرین است که با مرورشان دوباره بوی کودکی و بی‌خیالی در ذهن زنده می‌شود. روزهایی که خوشبختی در ساده‌ترین چیزها پیدا می‌شد.

عصرها که از مدرسه برمی‌گشتیم، همه چیز رنگ دیگری داشت. تلویزیون‌های سیاه‌وسفید یا رنگی‌های قدیمی روشن می‌شدند و بچه‌ها با هیجان پای کارتون‌های محبوبشان می‌نشستند. تماشای فوتبالیست‌ها و رؤیای زدن شوت‌های آتشین و گل‌های تماشایی، بخشی از زندگی بسیاری از بچه‌های آن روزها بود. بعد از تمام شدن کارتون، کوچه‌ها تبدیل به زمین فوتبال می‌شد و هرکدام از ما خودمان را سوباسا، کاکرو یا واکی‌بایاشی تصور می‌کردیم.

کوچه‌ها پر بود از صدای خنده، بازی و دویدن. دوچرخه‌ها، تیله‌ها، هفت‌سنگ و فوتبال گل‌کوچک، بهترین سرگرمی‌های دنیا بودند. نه اینترنتی بود و نه گوشی هوشمندی؛ اما ساعت‌ها سرگرم می‌شدیم و خسته هم نمی‌شدیم.

موتورهای قدیمی که در کوچه‌ها رفت‌وآمد می‌کردند، صدای آشنای زندگی آن روزها بودند. خیلی‌ها هنوز هم با شنیدن صدای موتورهای نوستالژیک، یک‌باره به سال‌های کودکی سفر می‌کنند؛ به روزهایی که سوار شدن ترک موتور پدر یا برادر بزرگ‌تر، خودش یک ماجراجویی هیجان‌انگیز بود.

و مگر می‌شود از دهه 60 گفت و یادی از پفک نمکی‌های خاطره‌انگیز نکرد؟ همان پفک‌هایی که با چند ریال پول توجیبی می‌خریدیم و مزه‌شان هنوز هم زیر زبان خیلی‌ها مانده است. خوردنشان وسط بازی‌های کوچه یا هنگام تماشای کارتون‌های محبوب، لذت ساده‌ای بود که امروز تبدیل به یک خاطره شیرین شده است.

در کنار آن‌ها، توپ‌های پلاستیکی رنگارنگ هم دنیای بچه‌ها را رنگی‌تر می‌کردند. توپ‌هایی سبک و ارزان که در هر کوچه و حیاطی پیدا می‌شدند و ساعت‌ها فوتبال و بازی را برایمان رقم می‌زدند. کافی بود یک توپ رنگی داشته باشی تا چند دقیقه بعد، تمام بچه‌های محله دور هم جمع شوند و یک مسابقه هیجان‌انگیز شروع شود.

بوی دفترهای مدرسه، صدای زنگ تلفن‌های دکمه‌ای، نان داغ نانوایی، بلال‌های کنار خیابان، فالوده‌های خنک تابستانی و دورهمی‌های صمیمانه محله، همه تکه‌هایی از پازلی هستند که نامش «خاطرات دهه 60» است؛ خاطراتی که هرچقدر از آن‌ها فاصله می‌گیریم، ارزششان بیشتر می‌شود.


شما با شنیدن نام دهه 60 یاد چه چیزی می‌افتید؟ سوباسا، دوچرخه‌سواری، بازی‌های کوچه یا یک خاطره شیرین دیگر؟ خاطره‌تان را در بخش نظرات بنویسید و این پست را برای دوستان دهه‌شصتی‌تان بفرستید.