اعتراف احساسی بهاره افشاری؛ روایتی از یک لحظه پرتنش در زندگی +ویدئو
سوفیانیوز: همه ما لبه این پرتگاه ایستادهایم؛ همان ثانیهای که احساس میکنیم با وجود تمام سگدو زدنها، دیگر توان ادامه دادن نداریم. بهاره افشاری در برنامه «منشور» دست روی همین نقطه تاریک اما مشترک گذاشته است؛ لحظهای که اراده آدمها هم زانو میزند و تنها یک چیز میتواند ما را از سقوط نجات دهد: داشتن یک «دستآویز».
به گزارش سرویس روانشناسی سوفیانیوز، بزرگترین استدلال اشتباه زندگی مدرن این است که «اگر اراده کنی، میشود». اما واقعیت روانشناختی آدمها چیز دیگری است. گاهی در مسیر زندگی، در ترک یک عادت، یا عبور از یک بحران عاطفی و کاری، تمام ارادهات را هم که به خرج میدهی، باز کم میآوری. این همان نقطهای است که بهاره افشاری با جسارت از آن حرف میزند؛ زمانی که اعتراف میکنی: «من دیگه از پسش برنمیام.» این اعتراف، نشانه ضعف نیست، بلکه نقطه شروع نیاز ما به یک نیروی بیرونی است.
در روانشناسی، مفهوم «دستآویز» همان ریسمان نجاتی است که وقتی دستمان از همهجا کوتاه است، به آن چنگ میزنیم. این دستآویز برای یک نفر ایمان به خداست، برای دیگری پناه بردن به هنر، و برای کسی دیگر، آغوش یک عزیز. بدون این تکیهگاه، انسان در خلاء مطلق معلق میشود. حقیقت این است که اراده انسانها مثل یک باتری، روزی تمام میشود؛ این دستآویزها هستند که نقش شارژر روحی ما را بازی میکنند و به زندگی، معنایی برای ادامه دادن میدهند.
جذابترین و دراماتیکترین بخش این گفتگو، آرزوی چشیدن دوباره «یک صبح تمیز» با نسیمی آرام است. این عبارت، استعارهای از آرامشِ پیش از طوفانهای زندگی است؛ روزهایی که ذهنمان پنجرهای رو به دغدغههای سنگین نداشت. وقتی درگیر بحران میشویم، بزرگترین پاداش برای ما، نه ثروت است و نه شهرت، بلکه تجربه دوباره همان هوای پاک و بیآلایشِ رهایی است که سالهاست آن را پشت غبار روزمرگیها گم کردهایم.
شما چطور؟ در لحظههایی که احساس کردید دیگر ارادهتان جواب نمیدهد، چه «دستآویزی» در زندگی، شما را از سقوط نجات داد؟ نظرتان را برای ما بنویسید.