(ویدئو) حکایت بانگ گاو؛ شاهکاری جاودانه از روانشناسی خلاقانه و هنر درمانگری ابوعلی سینا که تاریخ علم را متحول کرد

سوفیانیوز: بوعلی سینا با تدبیری خلاقانه، بیماری روانی مردی را که خود را گاو میپنداشت، درمان کرد. او با نقشآفرینی هوشمندانه به عنوان یک قصاب، باورهای اشتباه بیمار را تغییر داد و از علم روانشناسی برای بازگرداندن او به زندگی عادی بهره برد. این حکایت نمادی از نبوغ و خرد اوست.
به گزارش سرویس آموزش پایگاه خبری سوفیانیوز، می گویند در زمان ابوعلی سینا، دانشمند مشهور ایرانی، جوانی به بیماری عجیبی مبتلا شد. او احساس می کرد که گاو شده است. این طرف و آن طرف می دوید و صدای گاو از خودش در می آورد.
خانواده ی آن جوان به سراغ ابوعلی سینا رفتند تا بیماری فرزندشان را مداوا کند.
ابوعلی سینا فکری کرد. لباس قصاب ها را پوشید و چاقویی در دست گرفت و به سراغ مرد جوان رفت. مرد جوان با خوشحالی جلو دوید. ابوعلی سینا به او گفت که من قصاب هستم و آمده ام تو را سر ببرم.
جوان بیش از اندازه خوشحال شد و فریاد زد که:« چقدر خوب... آقا، قصاب! لطفاً زودتر مرا که گاو خوبی هستم، قربانی کنید!»
به دستور ابوعلی سینا دست و پای او را بستند. ابوعلی سینا بالای سر او آمد و نگاهی به مرد جوان انداخت و گفت:« دست و پای این گاو را باز کنید. او خیلی لاغر و مردنی است. گوشت خوبی ندارد.»
خانواده ی مرد جوان از این کار ابوعلی سینا سر در نمی آوردند. یک نفر پرسید:« ای حکیم ، حالا ما باید چکار کنیم؟»
ابوعلی سینا گفت:« به او غذای حسابی بدهید تا بخورد و پروار و چاق شود تا به موقع بیایم و او را قربانی کنم!»
وقتی که ابوعلی سینا قصد رفتن کرد، یک نفر پیش دوید و آهسته پرسید:« ای حکیم، بگویید، باید چکار کنیم.»
ابوعلی سینا گفت:« هیچ، تا می توانید به او غذا بدهید. لابه لای غذاها هم داروهایی که من می گویم را با غذا مخلوط کنید و به او بدهید، حالش خوب می شود.»
آنها هم همین کار را کردند مرد جوان شروع به خوردن کرد و بعد از مدتی کم کم حالش خوب شد و از احساس گاو بودن بیرون آمد.
برای مطالعه مطالب بیشتر در زمینه آموزش، لطفا کلیک فرمایید.