وقتی ناهید مسلمی با شعر عاشقانه احمد شاملو بغض کرد؛ این لحظه را از دست ندهید + فیلم
سوفیانیوز: ناهید مسلمی در برنامه بفرمایید جام با انتخاب عاشقانهای بیهمتا از احمد شاملو، فضایی سرشار از نوستالژی و حسرت خلق کرد، او با شعر معروف «روزگار غریبیست، نازنین»، روایتی تصویری و تکاندهنده از عشق و دلتنگی را به نمایش گذاشت که این روزها قلب هزاران مخاطب را در فضای مجازی فشرده است.
به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، شاهکار ابدی احمد شاملو با جملهی تکاندهندهی «در این بنبست دهانت را میبویند» آغاز میشود؛ شعری که این بار با صدای پر از احساس و سیمای موقر ناهید مسلمی، بازیگر پیشکسوت و محبوب کشورمان، روایتی نو به خود گرفته است. شعرخوانی ناهید مسلمی از این اثر، صرفاً یک شعرخوانی ساده نبود، بلکه اجرای هنرمندانهی زنی بود که انگار تکتک واژههای «مبادا که گفته باشی دوستت میدارم» را با تمام وجود زیسته است. نگاه بارانی و لحن لرزان او در این ویدیوی چند ثانیهای، مخاطب را به سالهایی میبرد که عشق، جواهری پنهان در پستوی خانه بود؛ همان روزگار غریبی که شاملو با شاهکار قلمش آن را جاودانه کرد.
در عصر ویدیوهای پر زرق و برق و گذرا، دست به دست شدن این ویدیو در شبکههای اجتماعی نشان داد که اصالت و احساس ناب هنوز هم بیشترین خریدار را دارد. ناهید مسلمی با تکیه بر دههها تجربهی بازیگری و البته روحی لطیف، توانست روح پنهان در شعر شاملو را آزاد کند. این تصویر، آیینهای تمامنما از حسرتها، دلتنگیها و در عین حال، شکوهِ عشق در ادبیات ایران است که تا مدتها از ذهن بیننده پاک نخواهد شد.
شعر معروف «در این بنبست» تصویری تکاندهنده، نمادین و تلخ از اختناق شدید، سرکوب آزادیهای فردی و اجتماعی، و حاکمیت فضای وحشت و تفتیش عقاید است. شاملو در این اثر با استفاده از تقابلهای معنایی عمیق (نظیر نور در برابر تاریکی، ترانه در برابر سکوت، و قصابان در برابر قناری)، جامعهای را ترسیم میکند که در آن انسانیترین و زیباترین جلوههای زیستن—یعنی عشق، اندیشه، شادی (تبسم) و ایمان (خدا)—جرم تلقی میشوند و توسط قدرت حاکم (که در هیئت «قصابان» و «ابلیس پیروزمست» تجسد یافته) به مسلخ برده میشوند. ترجیعبندِ گزنده و هشدارهندهی «عشق/نور/شوق/خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد»، نشاندهندهی استیصال و در عین حال تلاش برای حفظ بقایِ آخرین کورسوهای انسانیت و امید در بطن یک جامعهی بنبست و سرمای جانکاهِ سیاسی است؛ جایی که حتی حفظ درونمایههای پاک انسانی نیز نیازمند پنهانکاری در پناهگاههای خصوصی خانه است تا از گزند گزمههای شبپرست در امان بماند.
در این بنبست
دهانت را میبویند
مبادا که گفته باشی دوستت میدارم.
دلت را میبویند
روزگارِ غریبیست، نازنین
و عشق را
کنارِ تیرکِ راهبند
تازیانه میزنند.
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بُنبستِ کجوپیچِ سرما
آتش را
به سوختبارِ سرود و شعر
فروزان میدارند.
به اندیشیدن خطر مکن.
روزگارِ غریبیست، نازنین
آن که بر در میکوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند
بر گذرگاهها مستقر
با کُنده و ساتوری خونآلود
روزگارِ غریبیست، نازنین
و تبسم را بر لبها جراحی میکنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کبابِ قناری
بر آتشِ سوسن و یاس
روزگارِ غریبیست، نازنین
ابلیسِ پیروزْمست
سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
بیوگرافی احمد شاملو
احمد شاملو (21 آذر 1304 در تهران – 2 مرداد 1379 در فردیس، کرج) متخلص به الف. بامداد و الف. صبح، شاعر، فیلمنامهنویس، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگنویس و از دبیران کانون نویسندگان بود. او بنیانگذار قالب شعری موسوم به شعر سپید بود که تحولی در شعر نو فارسی پس از شعر نیمایی به شمار میآمد و از این رو او را پدر شعر سپید فارسی مینامند.
شما با شنیدن این اجرای سوزناک از ناهید مسلمی یاد کدام خاطره یا کدام بیت از احمد شاملو افتادید؟ نظرتان را درباره این ویدیو برای ما بنویسید.