(فیلم)لرزش صدای سوگل خلیق از داغی که هیچوقت سرد نمیشه: وحشتناک تلخه و از بین نمیره
سوفیانیوز: سوگل خلیق در این ویدیو با بغضی سنگین از تجربهی تلخ و ماندگارِ از دست دادن مادرش میگوید؛ غمی که به باور او هیچوقت کاملاً از بین نمیرود، بلکه فقط روزهایش کمرنگ و پررنگ میشوند. او توضیح میدهد که چارهای جز کنار آمدن با این واقعیت نداشته، هرچند که بخشی از وجود و قلبش برای همیشه همراه با مادرش رفته است.
به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری سوفیانیوز، سوگل خلیق، بازیگر مطرح سینما و تلویزیون، در برنامه «منشور» با اجرای بهاره افشاری، پرده از غم سنگین و فراموشنشدنی از دست دادن پدر و مادرش برداشت. او با لحنی دلی و بغضی پنهان اشاره کرد که هرچند انسان چارهای جز پذیرش واقعیت مرگ ندارد، اما داغ مادر غمی است که هرگز از بین نمیرود و برای همیشه تکهای از قلب انسان را با خود میبرد.
روایتی تلخ از فقدان والدین؛ واکاوی صحبت های سوگل خلیق در گفتگو با بهاره افشاری
سوگل خلیق بازیگر جوان و استعداد درخشان سالهای اخیر، در برنامه منشور روبهروی بهاره افشاری نشست و از تجربهای تلخ و تکاندهنده سخن گفت که مسیر زندگی احساسی او را دگرگون کرده است. این هنرمند که پیش از این در سال 1397 در سوگ پدر خود نشسته بود، در تاریخ 10 دیماه 1399 نیز مادرش، خانم شهرزاد را بر اثر بیماری سرطان از دست داد تا در فاصلهای کوتاه، دو ستون اصلی زندگیاش را از دست بدهد.
خلیق در این گفتگو با صدایی لرزان و کلماتی که از عمق جانش برمیآمد، درباره ماندگاری درد سوگواری گفت: «وحشتناک تلخ است... بسیار دردناک است و دردی است که از بین نمیرود، بلکه فقط شدت آن کم و زیاد میشود. یعنی هیچ روزی نیست که شما بیدار شوید و به عنوان مثال در هنگام شب به این فکر کنید که امروز به یاد مادرم نیفتادم؛ خیر، چنین چیزی ممکن نیست. فقط در برخی روزها یاد آنها بسیار پررنگ است و در روزهایی دیگر کمتر به چشم میآید.»
او با اشاره به پذیرش اجباری این واقعیت تلخ ادامه داد: «راهی غیر از این نداشتم؛ یعنی چه کار باید میکردم؟ بیمار شدند و فوت کردند؛ چه اقدام دیگری از دست من برمیآمد؟ اما مادرم تکهای از وجود مرا با خود برد که البته انسان باید آن را دوباره بسازد. یعنی باز هم تأکید میکنم که راه دیگری جز این وجود ندارد. اما بله، تکهای از قلب من همراه با مادرم رفت و جای خالی بسیار بزرگی پس از آن واقعه برای من به وجود آمد.»
این بازیگر در پایان صحبتهایش به مقایسه این دو اتفاق ناگوار در زندگیاش پرداخت و گفت: «اولین رویداد (درگذشت پدر) تکان روحی شدیدی برای من به همراه داشت که در کنار اندوه بیاندازهاش غیرقابلانکار بود، اما رویداد دوم (درگذشت مادر) بسیار غمگینم کرد.»
بیایید از منظر روانشناسی به فرایند سوگواری نگاه کنیم
وقتی صحبتهای سوگل خلیق را از دید روانشناسی نگاه میکنیم، به چند نکتهی بسیار مهم و علمی دربارهی فرایند سوگواری میرسیم که خیلی از آدمها در زندگی آن را تجربه میکنند:
غم از بین نمیرود، ما بزرگتر میشویم: در روانشناسی مفهومی وجود دارد که میگوید «زمان همهچیز را حل نمیکند»، بلکه ما یاد میگیریم چطور با آن درد زندگی کنیم. سوگل دقیقاً به همین اشاره میکند که درد از بین نمیرود، فقط جایش تغییر میکند یا بعضی روزها کمتر و بعضی روزها بیشتر احساس میشود. این یک روند کاملاً طبیعی در سوگِ عمیق است.
پذیرش اجباری واقعیت: وقتی او میگوید «راه دیگهای نداشتم، چی کار میتونستم بکنم؟»، در واقع به مرحلهی پذیرش در روانشناسی اشاره دارد. پذیرش به این معنی نیست که فرد از اتفاقِ افتاده راضی است، بلکه یعنی متوجه شده که واقعیتِ مرگ غیرقابل تغییر است و برای ادامهی زندگی باید آن را بپذیرد.
از دست رفتن بخشی از هویت : مادر برای هر فرد، اولین و مهمترین منبع دلبستگی و امنیت است. وقتی کسی مادرش را از دست میدهد، روانشناسی میگوید او بخشی از «هویت و گذشتهی خودش» را از دست داده است. برای همین است که او احساس میکند تیکهای از وجودش رفته و حالا باید دوباره خودش را از نو بسازد.