در حوالی خانه آقا؛ دلتنگیهای مردم روی دیوار برای رهبر شهید انقلاب که تا ابد در دلها میماند...
سوفیانیوز: در حوالی «بیت»، دیوارها دیگر صامت نیستند؛ آنها به ضریحی سنگی برای حک کردنِ سادهترین تمناها و عمیقترین ارادتها تبدیل شدهاند. این ویدئو گذری کوتاه به دلنوشتههایی است که مرز میان سیاست و عاطفه را برداشته و پیوند صمیمانه مردم با مقتدایشان را در خطوط نامنظم یادگاریها، از حسرت یک دیدار تا تمنای ظهور، روایت میکند.
به گزارش سرویس چندرسانه ای سوفیانیوز، گاهی کلمات آنقدر بزرگ هستند که در دهان نمیچرخند و باید آنها را بر تن سخت دیوار حک کرد. در این ویدئو، دوربین روی نوشتههایی میلغزد که هر کدام داستانی در سینه دارند. از جملهی "الو بهشت؟ میشه گوشی رو بدید به آقا..." که اوج سادگی و صمیمیت یک زائر را نشان میدهد، تا حسرت بوسیدن دستانی که حالا دور از دسترس به نظر میرسند. این دیوارها، نمایشگاهی زنده از احساسات بیپیرایه مردمی هستند که غصهها و شادیهایشان را با "رهبر" و "مقتدای" خود درمیان گذاشتهاند.
تلاقی سیاست، مذهب و زندگی روزمره
تصاویر ابتدایی ویدئو با بنرهای بزرگ و پرترههایی از آیتالله خامنهای، فضای رسمی و مذهبی منطقه را ترسیم میکند؛ اما هرچه به جلو میرویم، فضا انسانیتر و ملموستر میشود. اشاره به "قرمهسبزی بیت" در کنار دعای برای تعجیل در ظهور امام زمان (عج)، نشاندهنده لایههای مختلف زندگی معنوی و مادی در ذهن نویسندگان این متنهاست. اینجا مرز میان سیاست و دیانت کمرنگ شده و جایش را به نوعی "خانوادگی" صمیمانه داده است؛ جایی که مخاطب را "بابا جان" خطاب میکنند.
بحرانِ ندیدن و تمنای حضور
"بحران ندیدن تو را من چه کنم؟"؛ این جمله که در اواخر ویدئو بر دیوار خودنمایی میکند، جانمایهی اصلی این اثر است. ویدئو تلاش دارد تا نشان دهد برای این گروه از مردم، حضور در این فضا فراتر از یک بازدید ساده است؛ نوعی تجدید میثاق و سبکبال شدن از فشارهای دنیای بیرون است. گلهای کوچکی که لای درز دیوارها گذاشته شده، گواه این است که این دیوارها برای رهگذران، حکم یک ضریح یا یک صندوق پستی مستقیم به سوی معبود و پیشوا را دارند.